گاهی به این فکر میکنم که تو چقدر میتوانی نباشی

گاهی به این فکر میکنم که تو چقدر میتوانی نباشی
چقدر میتوانی مرا انکار کنی و بگویی که مرا فراموش کرده ای
چقدر از دوست داشتن من گذشته ای و چقدر جز من،کس دیگری را دوست داری
گاهی به این فکر میکنم که من چقدر میتوانم بیشتر و بیشتر از آن چیزی که هست،می شود و میتوانم دوستت داشته باشم
چقدر میتوانم اگر حتی در توانم هم نباشد عاشقت باشم
چقدر میتوانم نبودنت را بودن تصور کنم و رفتنت را از یاد ببرم
چقدر میتوانم یادت را در قلبم و عطرت را در این خانه نگه دارم که مبادا یک لحظه از خیالم دور شوی
نمیدانم اما گاهی تمام ترسم از این است که یک روز تو را فراموش کنم..
میترسم از آن روز؛
چون آن وقت،دیگر چه دلیلی باید برای زندگی کردن داشته باشم؟!
محسن_صفری‌
‌
Flw @mhmd..sezar
Flw @mHmD..sEzAr
.
.
#عرفان_طهماسبی #ممد_سزار
دیدگاه ها (۵)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

روز اولی که باهات حرف زدم یه حسی میگفت زیاد دل نبند ها تهش ق...

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

تابستون رو دوست دارم اما دلم پاییزو میخواد با هوای بارونیش ب...

سلاممممم

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــونقسمــت بیســت و دومسـوم سپتـ...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷خیلی دردناک است این مشکل ؛‌که همیشه برای فرار از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط