My lovely neighbor part : ۲۵

چلسی : کار بهتری نداری تا جمعه شب‌ها انجامش بدی؟
تهیونگ : قرارت چطور بود؟
چلسی : اون خیلی مهربون بود ، مال تو چطور بود؟
تهیونگ : من قراری نداشتم
چلسی : سرت گرم جاسوسی کردن توی قرار من بود؟جدی میگم قضیه ی چراغ ها چیه؟
تهیونگ : من اونا رو نصب کردم تا هیچ بچه ای نرینه به نقاشی هام من میتونم از اینجا کنترلش کنم
چلسی : اون مشخصا یه فوضولی بود
تهیونگ : من فقط داشتم دنبالت میگشتم
چلسی : در حالی که نزدیکه آپارتمانمی؟
تهیونگ : هاهاها خندیدم اسم کاملش رو پرسیدی؟ من میتونم سابقه اش رو برات دربیارم
چلسی : اسم کاملش رو میدونم ولی باور کن اون کاملا بی آزاره
تهیونگ : نباید این قدر زود اجازه می دادی تا آدرس خونه ات رو یاد بگیره
چلسی : میدونم قبلا گفته بودی
تهیونگ : به خاطر همین بهش عمل نکردی؟
چلسی : همه چیز مرتبه
تهیونگ : بازم میبینیش؟
چلسی : احتمالا
تهیونگ : میخوام سابقه اش رو چک کنم اسم کاملش چیه؟
چلسی : برایان استين وی
تهیونگ : اسمش مثل پیانو!
چلسی : آره (خنده)
تهیونگ : اطلاعات دیگه ای ازش نداری؟
چلسی : تو آیووا به دنیا اومده تو هیولت پاکارد کار میکنه تو سانی ویل کالیفرنیا زندگی می کنه
تهیونگ : اوكی
بعدش تهیونگ ساکت شد و من هم هیچ صدایی ازش نشنیدم تا این که دوازده دقیقه ی بعد در خونه زده شد
در رو باز کردم و گفتم :
+ چی شده؟
_ اومدم تا شخصا بهت خبرها رو بدم
+ خب خبرها چی هستن؟
_ من دنبال اطلاعات پسری که باهاش قرار گذاشتی گشتم
+ و....
_ خب... من ناراحت شدم
و چونه اش رو خاروند
+ چیه؟ بهم بگو
_ هیچی پسر كاملا سالميه
+ منو ترسوندی
و به شوخی ضربه ای بهش زدم
تهیونگ خم شد تا یه چیزی رو از روی زمین برداره اون سبدم بود همونی که توش مافین ها رو گذاشته بودم
_ بفرما اینم سبدت برش گردوندم
اون تو سبد یه بطری سفید و چند تا کوکی گذاشته بود و بوی کوکی ها جوری بود که انگار تازه پخته شده بودن
+ این برای چیه؟
_ این یه تشکر بابت مافین هاست من سه تا از اونا رو امروز خوردم اونا خوشمزه بودن
+ اصلا لازم نبود این کار رو بکنی مافین ها به تشکر به خاطر کمکی که تو مراسم کردی بودن
_ خب اون که کاری نبود ، من فکر کردم که مافین ها یه جور هدیه است من هیچی رو بدون جواب نمیذارم مامانم منو این جوری بزرگ کرده
من یه تیکه ی شکلاتی چسبناک از کوکی های خرد شده خوردم و با دهن پر گفتم
+ اینا خیلی خوبن تو باید تو یه مسابقه آشپزی شرکت کنی من بلد نیستم غذا بپزم ولی بلدم دسر درست کنم
اون با شوخی گفت : _ اُه، مشخصه !
و ادامه داد: من سعی میکنم غذاهای سالم بخورم ولی شیرینی کوکی کیک و کلا از این قبیل...نقطه ضعف منن
اون به تیکه از کوکی ها رو برداشت و گفت :
_ خب من میخواستم بهت اطلاعات و سبد رو بدم بازم ممنون
+ نرو
وقتی که برگشت تا بره متوقفش کردم
+ تهیونگ
اون چرخید و گفت : _ بله؟
+ الان برنامه ای داری؟
_ نه
+ میخوای با هم به فیلم ببینیم؟
اون لب پایینش رو جویید و یه کم به سوالم فکر کرد بعد با نیشخند گفت :
_ به شرطی که من فیلم رو انتخاب کنم

سلام به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
دیدگاه ها (۱۰)

استوری درخواستی

My lovely neighbor part : 24

بچها می خوام یه کاری کنمحالا اون کار چیه؟ سوال خوبیِ!! می خو...

داشتم تو گالریم می گشتم اینو پیدا کردم این همون نسخه ای یه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط