وای یکبار اسمش نبر اومد خونه مون رفتم دمپایی بیارم دیدم

وای یکبار اسمش نبر اومد خونه مون رفتم دمپایی بیارم دیدم غیبش زد🤣 مثل چی می ترسیدم😅
دیدگاه ها (۴)

رمان

Multi-Part: 4When you were pregnant, you went to the gym wit...

رمان تو خود منی

عشق خیانت انتقام

وای مثل خونه دایی ام اینا خوابیده بودم همه از روم ردمی شد...

چه رفته بودم مثل همیشه تو حیاطمون دیدم یه مرده داره وروور نگ...

رمان دخت من

(یعنی نمی دونم مرده یا نه جنازه اش نیست ولی سم خورد)

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط