کپشنننن مثل هر شبونه🎀😂

کپشنننن مثل هر شبونه🎀😂

عروسک من😈🔞

پارت پنجاه و نه

دستای گرمشو به شکمم میکشید

-دلم برای چشمای سیاهت تنگ‌ شده بود
خانوم کوچولوی من

نفس های گرمش پوست گردنمو نوازش میکرد نزدیکیش
بهم تنم رو گرم میکرد از اینکه اینجوری

با نفسای گرمش و صدای گنده اش کنار گوشم حرف میزد
مثل الان که پشت سرم ایستاده بود

منم دلم براش تنگ شده بود یا نه نمیدونم یه حس کوچولو
داشتم بهش با لمس های دستش

گرم میشدم فرشته افتاده تو دام یه مرد روانی

-چرا چیزی نمیگی خانوم کوچولوی من
خودتو به اون راه نزن

بوسه ای روی شونه ام زد و لب برچید

-چرا هنوز که هنوزه دیونه اتم
چرا هر وقت اسم قشنگت رو از زبون یه حرومی میشنوم

میخوام اونو خفه کنم و خون اشو بریزم

قلبم تند میزد جوریی که انگار میشنید لبخندش پررنگ شد

-تو مال منی فرشته باید اینو با تمام وجودت قبول کنی ...

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_عاشقانه
دیدگاه ها (۸)

مثل هر شببب کپشنننن😎🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و نُه+آقای راننده نی...

کپشنن مهمهه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت شانزدهماسلحه بود یهو نیک اومد تو...

the end-part 2

professor Riddle,p44

دوست دختر کوچولوی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط