روزی که نباید بدون تومیگذشت گذشت

روزی که نباید بدون تومیگذشت گذشت
شبی که نباید بدون توصبح میشد شد
چشایی که ازذوق دیدنت پراشک میشدن
ازغم دوریت پراشک شدن
حرفایی که باید به تومیزدموبه دزودیواراتاق زدم
سری که باید روی شونه های تومزاشتم گذاشتم روی زانوهام
دیدگاه ها (۰)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_22با تحقیر نگاهش کردم_برا من...

پارت ۱ «ساعت ²²:⁴⁰ دقیقه»آروم گوشت تکه شده ای رو‌ از توی دیس...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_38امیر سعی میکرد از زیر دستم...

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران تو حالت بده ....‌به قبر ک...

پدر خوانده فصل دو

#in_your_eyespart_77ویو کایلاچند ساعت از رفتن یونا گذشته بود...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟏یه مرد..یه شنل مشکی پو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط