P:18
P:18
ویو ساعت 8/00
جونگ کوک توی پذیرایی بود ات هنوز خواب بود بعد
ی ندیمه اومد پشت در در زد
٪ خانم بیدارید؟ ارباب گفتن بیاید پایین برای صبحانه
ات چشماشو مالوند
-- باشه الان میام
بعد پاشد لباس گشاد سفید پوشیده استیناشو تا آرنج کشید بالا
ی شلوار جاگر مشکی هم پوشید موهاشو گوجه ای بست
رفت پایین
نشست کنار جونگ کوک
هسوک و تهیونگ هم انگار از کویر لوت+ اومد۸ بودن همینجوری میلونبوندن
-- شما دوتا همیشه اینجا پلاسید ؟؟
جونگ کوک خندش گرفت ولی فقط یه پوزخند زد
+ صبحونتو بخور ات
ات حرفی نزن آروم قهوشو خورد
جونگ کوک پاشد کتشو از ندیمه گرفت
+ تو عمارت میمونی توی حیاط نمیری
وقتی میخواستب بری توی اتاقت دوتا باربگارد جلوی اتاقت میمونن
-- اسیر جنگی گرفتی ؟؟؟
+ ممکنه وقتی من نباشم یک اتفاقی بیوفته ات نمیخوام چیزی که مال منع آسیب ببینه
-- ...
ببخشید ک کمه این چند روز بخاطر امتحانا اصلا حواسم نیس
ویو ساعت 8/00
جونگ کوک توی پذیرایی بود ات هنوز خواب بود بعد
ی ندیمه اومد پشت در در زد
٪ خانم بیدارید؟ ارباب گفتن بیاید پایین برای صبحانه
ات چشماشو مالوند
-- باشه الان میام
بعد پاشد لباس گشاد سفید پوشیده استیناشو تا آرنج کشید بالا
ی شلوار جاگر مشکی هم پوشید موهاشو گوجه ای بست
رفت پایین
نشست کنار جونگ کوک
هسوک و تهیونگ هم انگار از کویر لوت+ اومد۸ بودن همینجوری میلونبوندن
-- شما دوتا همیشه اینجا پلاسید ؟؟
جونگ کوک خندش گرفت ولی فقط یه پوزخند زد
+ صبحونتو بخور ات
ات حرفی نزن آروم قهوشو خورد
جونگ کوک پاشد کتشو از ندیمه گرفت
+ تو عمارت میمونی توی حیاط نمیری
وقتی میخواستب بری توی اتاقت دوتا باربگارد جلوی اتاقت میمونن
-- اسیر جنگی گرفتی ؟؟؟
+ ممکنه وقتی من نباشم یک اتفاقی بیوفته ات نمیخوام چیزی که مال منع آسیب ببینه
-- ...
ببخشید ک کمه این چند روز بخاطر امتحانا اصلا حواسم نیس
- ۱۷۲
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط