راه گریزی نبود

راه گریزی نبود
عشق آمد و جانِ مرا
در خود گرفت و خلاص
من در تو
همچون جزیره‌ای خواهم زیست
@Lovebandar
دیدگاه ها (۰)

من نمی توانماما بگذار شعرهایمتو را لمس کنند...@lovebandar

چی سر من آوردیکه هرچی میگی میگم قبولهزود به زود تنگ میشهدل و...

محتاجتوووم و دلوم شوا همی الان کناروم ببی طُ،مث اشتُر لوکی ک...

یا وارد رابطه نشیدیا هم اگه ب هر دلیلی وارد رابطه شدینتا آخر...

گر مرا ترک کنی من زِ غمت می سوزم 🌸آسمان را به زمين جان خودت ...

تو مرا جان جهانی ...

بر کشتگان نینوا، اربعین آمد…آل پیمبر کربلا دل غمین آمدجانم ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط