وای من امروز یه بار اومدم تو برگه تقلب بنویسم بعد گذاشتم

وای من امروز یه بار اومدم تو برگه تقلب بنویسم بعد گذاشتم وسط کارتی که برای شماره بندی بعد ۲نفر مونده بود تا برسم دیدم شانس من امروز وسط کارت هارو می‌بینند من سری رفتم درش بیارم از شانس من فهمید گفت بیا اینجا ببینم من سریع درش آوردم رفتم گفت چی بود انداختی الکی گفتم هیچی بداز شانس من دوستم اونجا بود گفتم با دوستم کار داشتم اونم سریع گفت آره اره یعنی مردم اخه یزه فقط یزه مدیونی فکر کنی زیاد وحش تشیف دارند یعنی ریدم به خودم 🤫
دیدگاه ها (۰)

فقط عزیزم گفتنش 🤩

وای بچه ها من نمیدونستم امروز روز مادر رفتم مدرسه دوستم گفت ...

دیانا رفته شمال

my love part 3

همخونه اجباری.. پارت 2."ویو پارک دوین"نفسم بند اومده بود..دس...

پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط