فراموش شده

paer: 2

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو جونگکوک


چند روز گذشته ولی ا/ت هنوز پیداش نیست.

از فردای اون صبح دیگه ندیدمش.


هرچقدر بهش زنگ میزنم و پیام میدم ولی حتی یکبار هم حوابی بهش نداده.


دیگه داشتم روانی میشدم.


باید یه جوری پیداش میکردم.بهش پیام دادم.


-«ا/ت اگه من برات مهم نیستم حداقل به خاطر بچه بیا. اصلا حالش خوب نیست تازه از بیمارستان اوردمش. بهت نیاز داره»


رانا را بهش غذا دادم و خوابوندمش.


نشستم روی مبل. رفتم سر گوشی که ببینم خبری ازش هست یا نه.


هیچ خبری ازش نبود.


هیچِ هیچ. خیلی دلم براش تنگ شده بود. برای گرمای وجودش



. برای صداش و عطرش توی خونه.


منتظر موندم باید پیداش بشه. یهویی غیبش زد.


بدون هیچ دلیلی. اخه مگه میشه؟


داشتم همینجوری دور خونه میچرخیدم که یهوووو

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بچه ها ببخشید کم گذاشتم ولی حتما فردا براتون جبران میکنم. ❤🌹
دیدگاه ها (۳)

فیک فراموش شده

خیانت پنهان

سناریو واکاسا پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط