چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی
Black Trap (تله سیاه)
Part:1
با بسته شدن در به خودم اومدم و به سمتش برگشتم
دونگوو:سلام بیب
ا.ت:سلام و من بیبیت نیستم
دونگوو :آه ا.ت اینهمه مقاومت نکن خب فایده ای نداره تو مال منی قبول کن چاره دیگه ای نداری
ا.ت:دارم فقط باید بشینم و فکر کنم من قرار نیست تا آخر عمرم اسیر تو باشم پارک
دونگوو:اره چون من بزرگترم احتمال زودتر مردنمم زیاده حداقل دو سه سال زودتر میمیرم هیف شد
ا.ت:عوضی
دونگوو:شنیدم
ا.ت:گفتم که بشنوی
دونگوو:آه من یه روز اون زبون درازتو کوتاه میکنم بیب
ا.ت:من بیبیت نیستم *با تأکید
دونگوو:میشی یه روزی میشی کاری میکنم عاشقم شی
ا.ت: من دوست ندارم چرا نمیفهمی
دونگوو:کاری میکنم داشته باشی.بالاخره عاشقم میشی
ا.ت:من عاشق عوضی مثل تو نمیشم
دونگوو:میشی
ا.ت:نمی شم
دونگوو:میبینیم
ا.ت:میبینیم
ورفتم بالا
ا.ت:ایی مرتیکه عوضی آشغال بی پدر
خب بزارین خودمو معرفی کنم من کیم ا.تم و ۲۱سالمه و همینطور که میبینید یه بدبختم که یه مافیا منو تو خونش زندانی کرده و میخواد بزور منو عاشق خودش کنه ولی من دوستش ندارم چه کاری ازم بر میاد خب بعد چند مین اومد پایین و نشست سر میز اجوما میزو چیده بود منم رفتم نشستم که
دونگوو:راستی من پسفردا میرم خارج تا ۵هفته برنمیگردم توام باهام میای
ا.ت:نمیام
دونگوو:رو حرف من حرف نزن ا.ت
ا.ت:من باتو حتی بهشتم نمیرم
دونگوو:..آه باشه با برادر ناتنیم حرف میزنم این ۵هفته رو پیش اون میمونی
ا.ت :نمیخوام حتما اونم یکی مثل خودته
دونگوو:اگه باهام نیای مجبوری بری پیشش
ا.ت:خیل خب حداقل ۵هفته از دستت خلاص میشم
دونگوو:بعدا از این حرفات پشیمون میشی ولی الان بهت چیزی نمیگم غذاتو بخور
شروع کردیم به خوردن بعد تموم شدنش بلند شدم و بدون هیچ حرفی رفتم اتاقم
:آغوش او پناهگاهم بود؛ دنیای او، ویرانیام.:
"تله سیاه"
ادامه دارد......
Black Trap (تله سیاه)
Part:1
با بسته شدن در به خودم اومدم و به سمتش برگشتم
دونگوو:سلام بیب
ا.ت:سلام و من بیبیت نیستم
دونگوو :آه ا.ت اینهمه مقاومت نکن خب فایده ای نداره تو مال منی قبول کن چاره دیگه ای نداری
ا.ت:دارم فقط باید بشینم و فکر کنم من قرار نیست تا آخر عمرم اسیر تو باشم پارک
دونگوو:اره چون من بزرگترم احتمال زودتر مردنمم زیاده حداقل دو سه سال زودتر میمیرم هیف شد
ا.ت:عوضی
دونگوو:شنیدم
ا.ت:گفتم که بشنوی
دونگوو:آه من یه روز اون زبون درازتو کوتاه میکنم بیب
ا.ت:من بیبیت نیستم *با تأکید
دونگوو:میشی یه روزی میشی کاری میکنم عاشقم شی
ا.ت: من دوست ندارم چرا نمیفهمی
دونگوو:کاری میکنم داشته باشی.بالاخره عاشقم میشی
ا.ت:من عاشق عوضی مثل تو نمیشم
دونگوو:میشی
ا.ت:نمی شم
دونگوو:میبینیم
ا.ت:میبینیم
ورفتم بالا
ا.ت:ایی مرتیکه عوضی آشغال بی پدر
خب بزارین خودمو معرفی کنم من کیم ا.تم و ۲۱سالمه و همینطور که میبینید یه بدبختم که یه مافیا منو تو خونش زندانی کرده و میخواد بزور منو عاشق خودش کنه ولی من دوستش ندارم چه کاری ازم بر میاد خب بعد چند مین اومد پایین و نشست سر میز اجوما میزو چیده بود منم رفتم نشستم که
دونگوو:راستی من پسفردا میرم خارج تا ۵هفته برنمیگردم توام باهام میای
ا.ت:نمیام
دونگوو:رو حرف من حرف نزن ا.ت
ا.ت:من باتو حتی بهشتم نمیرم
دونگوو:..آه باشه با برادر ناتنیم حرف میزنم این ۵هفته رو پیش اون میمونی
ا.ت :نمیخوام حتما اونم یکی مثل خودته
دونگوو:اگه باهام نیای مجبوری بری پیشش
ا.ت:خیل خب حداقل ۵هفته از دستت خلاص میشم
دونگوو:بعدا از این حرفات پشیمون میشی ولی الان بهت چیزی نمیگم غذاتو بخور
شروع کردیم به خوردن بعد تموم شدنش بلند شدم و بدون هیچ حرفی رفتم اتاقم
:آغوش او پناهگاهم بود؛ دنیای او، ویرانیام.:
"تله سیاه"
ادامه دارد......
- ۱.۴k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط