part

part23
اسم رمان:رویای سلطنتی


یک سال بعد~~


(حدود یک سال از این جنگ میگذره و چانسو تمام خانواده ی سر دسته ی جناح غرب و هم دست هایش رو به جزیره سونگ دانگ تبعید کرد....قصر الان آرومه....سکوت مطلق..؛)



....


طبیب:عالیجناب،لطفا انقدر به خودتون فشار...نیارین...قلبتون روز به روز....داره ضعیف....و....ضعیف تر میشه...؛


چانسو:نمیتونم...به هر حال من پادشاهم...و...باید به فکر مردمم....باشم....؛


طبیب:بله،ثرورم..


چانسو:خیل خب میتونی بری....


طبیب:با اجازه...ثرورم...


چانسو:ندیمه

ندیمه:بله ثرورم

چانسو:جیمین رو بگو به دیدنم بیاد....



.....



ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

part24اسم رمان:رویای سلطنتیجیمین:ثرورم....من رو خواستین؟؟......

part25اسم رمان:رویای سلطنتی(جیمین اسب هارو آماده کرد......و....

part22اسم رمان:رویای سلطنتی(چانسو و سربازان حرکت کردند....به...

part21اسم رمان:رویای سلطنتیسرباز:عالیجناب...سر دسته ی جناح غ...

𝑝𝑎𝑟𝑡11اسم فیک:رویای سلطنتیویو جلسه~(پادشاه با تأسف به جناح ش...

𝑝𝑎𝑟𝑡8اسم فیک:رویای سلطنتی(یه هفته از این ماجرا میگذره و الان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط