part

part22
اسم رمان:رویای سلطنتی


(چانسو و سربازان حرکت کردند....به میدان جنگ...سربازان جناح شرق هم در راه بودند....؛)


......


سرباز:عالیجناب،تقریبا نصف بیشتر سربازان جناح غرب...کشته شدند...سربازان جناح شرق رسیدند....عالیجناب ما داریم پیروز میشیم.....


چانسو:این عال......(با تیری که به بازوش خورد ساکت شد و از درد به خود پیچید)


سرباز:عالیجنابببب(عربده)


......


دو ساعت بعد~~


......


طبیب:عالیجناب نباید زیاد تکون....بخورید...و...به خودتون فشار بیارید....براتون خوب نیست...

چانسو:خیل خب تو میتونی بری.....

طبیب:با اجازه ثرورم....


جیمین:برادر حالت خوبه؟؟؟.....

چانسو:اره بهترم....

جیمین:از یک طرف خوشحالم...که ما پیروز شدیم...از یک طرف ناراحت شما ثرورم...

چانسو:نگران من نباش...البته باید این پیروزی را باید جشن بگیریم....

جیمین:حتما ثرورم


(جیمین و به اتاق خودش برای استراحت رفت تا هم خودش استراحت کنه هم چانسو)




ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

part23اسم رمان:رویای سلطنتییک سال بعد~~(حدود یک سال از این ج...

part24اسم رمان:رویای سلطنتیجیمین:ثرورم....من رو خواستین؟؟......

part21اسم رمان:رویای سلطنتیسرباز:عالیجناب...سر دسته ی جناح غ...

چند روز نبودم اصلا نگرانمم شدین؟؟

part25اسم رمان:رویای سلطنتی(جیمین اسب هارو آماده کرد......و....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط