من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام

من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام ،

سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام ،

چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام ،

شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ،

این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام...🦋🦋

توکه نباشی دلم غم دارد😔😔

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

بعضی وقتا هرچقدر با کلمات بازی میکنی نمیتونی بچینی کنار همنم...

هیچ‌کس بهمون نگفته بود که گم شدن،فقط توی کوچه‌های تاریک یا ش...

دیوانه شدم عشق تو آخر به سرم زدهر چه به سرم آمده را عشق رقم ...

دستانم بوي عشق مي دهند بوي انار و خرمالوآنقدر كه كوچه هاي پا...

خیال  در   همه عالم    بِرفت و باز   آمد که از حضور تو خوش ت...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۴ناجیِ خشمگینِ منیه سول در انتهای ...

جانگ با دست‌هایی که از شدت هیجان و فشار می‌لرزید، دستش را زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط