نام فیک مافیای جذاب من
نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 1
Part: 26
مین سو ی روز قرار گذاشت برای معامله ی جونگکوک و جین سو سر اسلحه.
البته جین سو خیلی مغرورانه قبول کرد ولی بالاخره قبول کرد.
جونگکوک اماده شده بود و سر موقعیت بود ، کلی بادیگارد اونجا بود. توی ی کلبه ی چوبی توی جنگل نزدیکای دریا بود.
جین سو کمی دیر کرده بود و از قصد بود.
_من میرم*پاشد
€جونگکوک صبر کن
_نمیشه نمیبینی داره اذیت میکنه*اخم
€جونگکوک میدونم ناراحتی و عصبانی ولی مجبوری فعلا بخاطر می سو سکوت کنی و صبر کنی
_باشه*نشست
صدای ماشین از دور اومد، بادیگاردا اماده باش شدن سریع. بعد از نزدیک شدن ماشین ، متوجه شدن که جین سو و اسلحه هاشون رو اوردن پایین.
ماشین ایستاد و جین و سه تا از بادیگارداش از ماشین پیاده شدن و به سمت کلبه رفتن.
€جونگکوک اومدن لطفا اروم باش و هر چی گفت تو سعی کن چیزی نگی اون لج کنه باشه؟
_هوففف باشه*جدی
جین سو وارده کلبه شد و رو به روی جونگکوک نشست و نگاش کرد و گفت:
Σسلام اقای جئون و اقای کیم*نیشخند
_سلام اقای لی*جدی
€سلام
Σخب چیکارم داشتی؟
_خواستم باهات معامله کنم*جدی
Σچه معامله ای؟
_تو خودت چه معامله ای میخوای؟ *پوزخند
€مثلا اسلحه*لبخند
Σپیشنهاد خوبیه*لبخند
_شرط داره*پوزخند
Σشرط؟ ابروشو داد بالا
€بله شرط داریم
Σخب میشنوم*جدی
_میسو.. میسو رو ازاد کن ما هم بهت ۱۰۰۰ تا اسلحه میدیم*جدی
جین سو خندید بلند و ادامه داد:
Σفقط ۱۰۰۰ تا؟ *خنده
€مگه چندتا میخوای؟
Σدر ازای اسلحه من می سو نمیدم*جدی
€میدونی که به غیر ما کسی بهت اسلحه نمیده و تازه اونا هم از ما تهیه میکنن و ما تاکید کردیم که اگر بفهمیم به تو اسلحه دادن دیگه از دادن اسلحه و چیزای دیگه محروم میشن.*جدی
Σعیب نداره*لبخند
_پشتت به کی گرمه انقد راحتی؟
Σمی سو*خنده
جونگکوک عصبی شد ولی خودش رو کنترل کرد*
€خب چقدر اسلحه میخوای؟
Σ۳۰۰۰ تا
_چقدرررر؟*یکم بلند
Σ۳۰۰۰ تا
€اگر بدیم می سو رو بهمون میدی؟
Σاره
_از کجا بدونیم که راست میگی؟
Σروزی که محموله رو سر جای همشگیمون بیاری منم با می سو میام و بهت میدمش و محموله رو میگیرم
_باشه*پوزخند
_ولی ۳۰۰۰ تا نمیاریم*جدی
_نهایتا ۲۰۰۰ تا
Σمن حرفمو زدم*پاشد
پارت اینده=
€و اگر قبول نکرد؟
_چیو؟
€اینکه اول میسو رو بده یا اصلا تله باشه؟ یعنی بگه محموله رو بده بعد می سو رو میدم و بعدش با محموله و می سو فرار کنه
ঞحمایت یادتون نرهঞ
Chapter: 1
Part: 26
مین سو ی روز قرار گذاشت برای معامله ی جونگکوک و جین سو سر اسلحه.
البته جین سو خیلی مغرورانه قبول کرد ولی بالاخره قبول کرد.
جونگکوک اماده شده بود و سر موقعیت بود ، کلی بادیگارد اونجا بود. توی ی کلبه ی چوبی توی جنگل نزدیکای دریا بود.
جین سو کمی دیر کرده بود و از قصد بود.
_من میرم*پاشد
€جونگکوک صبر کن
_نمیشه نمیبینی داره اذیت میکنه*اخم
€جونگکوک میدونم ناراحتی و عصبانی ولی مجبوری فعلا بخاطر می سو سکوت کنی و صبر کنی
_باشه*نشست
صدای ماشین از دور اومد، بادیگاردا اماده باش شدن سریع. بعد از نزدیک شدن ماشین ، متوجه شدن که جین سو و اسلحه هاشون رو اوردن پایین.
ماشین ایستاد و جین و سه تا از بادیگارداش از ماشین پیاده شدن و به سمت کلبه رفتن.
€جونگکوک اومدن لطفا اروم باش و هر چی گفت تو سعی کن چیزی نگی اون لج کنه باشه؟
_هوففف باشه*جدی
جین سو وارده کلبه شد و رو به روی جونگکوک نشست و نگاش کرد و گفت:
Σسلام اقای جئون و اقای کیم*نیشخند
_سلام اقای لی*جدی
€سلام
Σخب چیکارم داشتی؟
_خواستم باهات معامله کنم*جدی
Σچه معامله ای؟
_تو خودت چه معامله ای میخوای؟ *پوزخند
€مثلا اسلحه*لبخند
Σپیشنهاد خوبیه*لبخند
_شرط داره*پوزخند
Σشرط؟ ابروشو داد بالا
€بله شرط داریم
Σخب میشنوم*جدی
_میسو.. میسو رو ازاد کن ما هم بهت ۱۰۰۰ تا اسلحه میدیم*جدی
جین سو خندید بلند و ادامه داد:
Σفقط ۱۰۰۰ تا؟ *خنده
€مگه چندتا میخوای؟
Σدر ازای اسلحه من می سو نمیدم*جدی
€میدونی که به غیر ما کسی بهت اسلحه نمیده و تازه اونا هم از ما تهیه میکنن و ما تاکید کردیم که اگر بفهمیم به تو اسلحه دادن دیگه از دادن اسلحه و چیزای دیگه محروم میشن.*جدی
Σعیب نداره*لبخند
_پشتت به کی گرمه انقد راحتی؟
Σمی سو*خنده
جونگکوک عصبی شد ولی خودش رو کنترل کرد*
€خب چقدر اسلحه میخوای؟
Σ۳۰۰۰ تا
_چقدرررر؟*یکم بلند
Σ۳۰۰۰ تا
€اگر بدیم می سو رو بهمون میدی؟
Σاره
_از کجا بدونیم که راست میگی؟
Σروزی که محموله رو سر جای همشگیمون بیاری منم با می سو میام و بهت میدمش و محموله رو میگیرم
_باشه*پوزخند
_ولی ۳۰۰۰ تا نمیاریم*جدی
_نهایتا ۲۰۰۰ تا
Σمن حرفمو زدم*پاشد
پارت اینده=
€و اگر قبول نکرد؟
_چیو؟
€اینکه اول میسو رو بده یا اصلا تله باشه؟ یعنی بگه محموله رو بده بعد می سو رو میدم و بعدش با محموله و می سو فرار کنه
ঞحمایت یادتون نرهঞ
- ۴۸۳
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط