آنکه به دل اسیرمش

آنکه به دل اسیرمش

در دل و جان پذیرمش

گرچه گذشت عمر من

باز ز سر بگیرمش
.
.
به خاطر مردم است که می‌گویم
گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار

دنیا
دارد از شعرهای عاشقانه تهی می‌شود
و مردم نمی‌دانند
چگونه می‌شود بی هیچ واژه ای
کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت
دیدگاه ها (۵)

Ą:))

جلو خانوادهمن:...جلو رفیقاممن:عاااااایییححححححهعععععهححح😭😭😭

نمیدانےچطور گیج مے شوموقتے هرچه مے گردممعنے نگاهتدر هیچ فرهن...

خوشا آن دل! که دلدارش تو گردیخوشا جانی! که جانانش تو باشی

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

از این غمِ پنهانِ جگر سوز چه گویمچون دانه ی افتاده به مرداب،...

بالاخره یکــ روز تمامـ می‌شود؛این دنیا با تمامـ سربالایی‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط