من آرامشِ گورستان را دوست دارم، چون در آنجا هیچ‌کس برایِ

من آرامشِ گورستان را دوست دارم، چون در آنجا هیچ‌کس برایِ بهتر به نظر رسیدن، دروغ نمی‌گوید. سکوتِ گورستان، بلندترین فریادی است که بشر تا به حال سر داده است؛ فریادی که ما را به “اکنون” فرا می‌خواند. اینجا مرزِ نهاییِ غرور است. وقتی در میانِ سنگ‌هایِ سرد می‌ایستی، سنگینیِ بارهایِ اضافی از رویِ شانه‌هایت سُر می‌خورد. می‌فهمی که تنها چیزی که ارزشِ بردن دارد، قلبی است که عاشق بوده و دستی که گرهی گشوده است. گورستان، کلاسِ درسِ بیداری است؛ جایی که در آن، سکوتِ رفتگان، الفبایِ درست زندگی کردن را به بازماندگان می‌آموزد.
دیدگاه ها (۰)

هر پایانی، در دلِ خود یک “رهایی” پنهان دارد. به انتها رسیدن،...

قلعه‌هایِ اسکاتلند، استخوان‌هایِ برهنه‌یِ تاریخی هستند که دی...

من آرامشِ گورستان را دوست دارم، چون در آنجا هیچ‌کس برایِ بهت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط