«آرام باش عزیز من... آرام باش.»

«آرام باش عزیز من... آرام باش.»

گاهی یک صدا، یک شعر، یک خاطره را دوباره زنده می‌کند...

از بوی کسی که هنوز در جان مانده،
از قدم‌هایی که رفته‌اند اما نشانه‌شان همه‌جا پخش است،
از واژه‌هایی که صبح‌ها از خواب برمی‌خیزند تا از او سخن بگویند...

و شاید شعر، همان گنجشک بخارآلودی باشد که در سرمای نبودن،
هنوز روی بام دل ما ایستاده است.

🎙️ شمس لنگرودی
#شمس_لنگرودی #شعر #شعر_فارسی #شعر_معاصر #ادبیات_فارسی
دیدگاه ها (۰)

چشمه‌ای در حوالی دل ماستگریه‌ی ما زلالی دل ماست می‌شناسیمش ا...

دیدمت حرف دلم را باز پنهان داشتم...پ.ن: الهی همیشه بتونید حر...

شعر خوانی شاعر راویزی در وصف قهرمان وطن شهید مهندس عباس حسن ...

تمام عمر کسی جز مرا عصا نشناخت به اژدها که بدل شد دگر مرا نش...

روزی...

بررسی شعر «رفتگان» از (تس)احضار غایبانبخش نخستــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط