تمام عمر کسی جز مرا عصا نشناخت
تمام عمر کسی جز مرا عصا نشناخت
به اژدها که بدل شد دگر مرا نشناخت
به قدری عاجز و افتاده ام که حق دارد
مرا اگر پدرم هم در ابتدا نشناخت
خدا به بنده خود هر چه داد خوبی بود
چقدر بد شده ام که مرا خدا نشناخت
مگر چقدر پس از رفتنش عوض شده ام ؟
مگر چقدر که آیینه هم مرا نشناخت؟
مرا مقابل خود دید و بی توجه رفت
هنوز مانده ام از کینه بود یا نشناخت
#امیرحسین_آرین_نژاد
#انجمن_ادبی_آغاز
#شعرخراسان
#شعرجوان
#شعرخوانی
به اژدها که بدل شد دگر مرا نشناخت
به قدری عاجز و افتاده ام که حق دارد
مرا اگر پدرم هم در ابتدا نشناخت
خدا به بنده خود هر چه داد خوبی بود
چقدر بد شده ام که مرا خدا نشناخت
مگر چقدر پس از رفتنش عوض شده ام ؟
مگر چقدر که آیینه هم مرا نشناخت؟
مرا مقابل خود دید و بی توجه رفت
هنوز مانده ام از کینه بود یا نشناخت
#امیرحسین_آرین_نژاد
#انجمن_ادبی_آغاز
#شعرخراسان
#شعرجوان
#شعرخوانی
- ۲۲۴
- ۲۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط