#رقص_سایه_ها_بین_عشق
#رقص_سایه_ها_بین_عشق
پارت هفتم
...استلا و جونگکوک بعد از دریافت طلسم از پیرمرد، حس عجیبی پیدا کردن. انگار یه انرژی مرموز دورشون رو گرفته و ازشون محافظت میکنه. اما این آرامش چندان طول نکشید.
یه شب، در حالی که استلا و جونگکوک در حال استراحت در کلبهی کوچکشون توی جزیره بودن، یه صدای ترسناک از بیرون به گوش میرسه. صدای خشخش برگها، زمزمههای نامفهوم و سایههایی که روی دیوارها حرکت میکنن.
استلا با وحشت به جونگکوک نگاه میکنه و میگه: «جونگکوک... این صداها چیه؟»
جونگکوک با چهرهای مصمم به سمت در کلبه میره و در رو باز میکنه. اما چیزی که اون رو میبینه، باورنکردنیه. یه موجود سیاه و تاریک که شبیه یه سایه است، داره به سمتشون میاد.
جونگکوک با تمام قدرت به سمت موجود حمله میکنه، اما موجود به راحتی جاخالی میده و به سمت استلا حمله میکنه.
در یه لحظه، استلا احساس میکنه که یه نیروی قدرتمند داره ازش محافظت میکنه. طلسمی که پیرمرد بهشون داده بود، فعال شده و یه سپر نامرئی دور استلا ایجاد کرده.
موجود سایه با عصبانیت به سمت سپر حمله میکنه، اما نمیتونه از اون عبور کنه. بعد از چند دقیقه تلاش بینتیجه، موجود سایه ناگهان ناپدید میشه.
استلا و جونگکوک با ترس و وحشت به همدیگه نگاه میکنن. «این چه موجودی بود؟» استلا میپرسه.
جونگکوک سرش رو تکون میده و میگه: «من نمیدونم. اما مطمئنم که این فقط یه شروع بود.»
چند روز بعد، سوفیا به دیدن استلا و جونگکوک میاد. اون با یه خبر هیجانانگیز بهشون میگه که دوست جونگکوک، کیم تهیونگ، به جزیره اومده.
تهیونگ یه هنرمند مشهور و یه محقق ماوراییه که به دنبال کشف رازهای جزیره است. اون به استلا و جونگکوک پیشنهاد میده که با هم همکاری کنن و راز موجود سایه رو کشف کنن.
استلا و جونگکوک با خوشحالی پیشنهاد تهیونگ رو قبول میکنن. اونها با هم شروع به تحقیق میکنن و متوجه میشن که جزیره یه تاریخچهی طولانی و مرموز داره.
در گذشته، این جزیره محل زندگی یه فرقهی شیطانی بوده که به دنبال احضار یه موجود قدرتمند از دنیای دیگر بوده. اونها با انجام مراسمهای سیاه و قربانی کردن انسانها، سعی داشتن به هدفشون برسن.
اما مراسم احضار به درستی انجام نشده و موجود شیطانی به جای اینکه به دنیای ما بیاد، در جزیره به دام افتاده. حالا اون موجود سعی میکنه با استفاده از قدرتهای ماوراییاش، از جزیره فرار کنه.
استلا، جونگکوک و تهیونگ با همکاری همدیگه، تصمیم میگیرن که با این موجود شیطانی مقابله کنن و از جزیره محافظت کنن.
خماری تا پارت بعد😁
•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•
شرایط برای گذاشتن پارت هشتم
پنج تا لایک
•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•
کپی حرام🚫
گذارش حرام🚫
لایک، کامنت، فالو، بازنشر یادتون نره🧡
@m_m_92_76
پارت هفتم
...استلا و جونگکوک بعد از دریافت طلسم از پیرمرد، حس عجیبی پیدا کردن. انگار یه انرژی مرموز دورشون رو گرفته و ازشون محافظت میکنه. اما این آرامش چندان طول نکشید.
یه شب، در حالی که استلا و جونگکوک در حال استراحت در کلبهی کوچکشون توی جزیره بودن، یه صدای ترسناک از بیرون به گوش میرسه. صدای خشخش برگها، زمزمههای نامفهوم و سایههایی که روی دیوارها حرکت میکنن.
استلا با وحشت به جونگکوک نگاه میکنه و میگه: «جونگکوک... این صداها چیه؟»
جونگکوک با چهرهای مصمم به سمت در کلبه میره و در رو باز میکنه. اما چیزی که اون رو میبینه، باورنکردنیه. یه موجود سیاه و تاریک که شبیه یه سایه است، داره به سمتشون میاد.
جونگکوک با تمام قدرت به سمت موجود حمله میکنه، اما موجود به راحتی جاخالی میده و به سمت استلا حمله میکنه.
در یه لحظه، استلا احساس میکنه که یه نیروی قدرتمند داره ازش محافظت میکنه. طلسمی که پیرمرد بهشون داده بود، فعال شده و یه سپر نامرئی دور استلا ایجاد کرده.
موجود سایه با عصبانیت به سمت سپر حمله میکنه، اما نمیتونه از اون عبور کنه. بعد از چند دقیقه تلاش بینتیجه، موجود سایه ناگهان ناپدید میشه.
استلا و جونگکوک با ترس و وحشت به همدیگه نگاه میکنن. «این چه موجودی بود؟» استلا میپرسه.
جونگکوک سرش رو تکون میده و میگه: «من نمیدونم. اما مطمئنم که این فقط یه شروع بود.»
چند روز بعد، سوفیا به دیدن استلا و جونگکوک میاد. اون با یه خبر هیجانانگیز بهشون میگه که دوست جونگکوک، کیم تهیونگ، به جزیره اومده.
تهیونگ یه هنرمند مشهور و یه محقق ماوراییه که به دنبال کشف رازهای جزیره است. اون به استلا و جونگکوک پیشنهاد میده که با هم همکاری کنن و راز موجود سایه رو کشف کنن.
استلا و جونگکوک با خوشحالی پیشنهاد تهیونگ رو قبول میکنن. اونها با هم شروع به تحقیق میکنن و متوجه میشن که جزیره یه تاریخچهی طولانی و مرموز داره.
در گذشته، این جزیره محل زندگی یه فرقهی شیطانی بوده که به دنبال احضار یه موجود قدرتمند از دنیای دیگر بوده. اونها با انجام مراسمهای سیاه و قربانی کردن انسانها، سعی داشتن به هدفشون برسن.
اما مراسم احضار به درستی انجام نشده و موجود شیطانی به جای اینکه به دنیای ما بیاد، در جزیره به دام افتاده. حالا اون موجود سعی میکنه با استفاده از قدرتهای ماوراییاش، از جزیره فرار کنه.
استلا، جونگکوک و تهیونگ با همکاری همدیگه، تصمیم میگیرن که با این موجود شیطانی مقابله کنن و از جزیره محافظت کنن.
خماری تا پارت بعد😁
•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•
شرایط برای گذاشتن پارت هشتم
پنج تا لایک
•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•♪•★•
کپی حرام🚫
گذارش حرام🚫
لایک، کامنت، فالو، بازنشر یادتون نره🧡
@m_m_92_76
- ۲۸۹
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط