خلاصِ حافظ از آن زلفِ تاب دار مباد..

خلاصِ حافظ از آن زلفِ تاب دار مباد..
که بستگانِ کمندِ تو رستگارانند..
دیدگاه ها (۰)

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

زِ هر خونِ دلی سروی قد اَفراشت.

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو را...

نمی پرسی نام مه نمی شوی یار مهنرگس صفت دار تونمی‌دهی جان مهخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط