سوزانده آم هربار. اتو کردم لباسم را

سوزانده آم هربار. اتو کردم لباسم را
سوزانده فکرت هم خودم را هم لباسم را
غم خوردم ‌وهم غم خورد و تمامم کرد
جای خود هم پوشیده حالا غم لباسم را
فرقی ندارد کوچه یا خانه
بغل کردم هرجا. که دلتنگت شدم محکم لباسم را
گفتی شما گفتم غریبه
گرچه میدانم حتی خریدی. از کجا آخرین لباسم. را
امشب غبار. خاطرت در هوا پخش است
گل میکنم. باگریه نم نم لباسم را
با گریه دارم میدوم
از روح خود در او 😔😔😔
دیدگاه ها (۰)

ی روز در حالی که مشغول زندگی کردن بودم مثل هرروز ناگهان صدای...

چند وقتیه تیر ایکشه مابین دوشونم نمی‌فهمه کسی حال دلمه خم دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط