مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂

#Part15

چطور بگذره؟؟
اخه خدا من چه گناهییی کردم کسی نبود تا عاشق این مرتیکه بشم
بیخیال یه جوری خودمو سرگرم

میکنم اون الان بره اونجا اصلا من یادش نیستم
بلند شدم به همه خدمتکارای خونه گفتم میتونید برید خونه من خودم همه کار هارو انجام میدم البته بجز

بادیگارد ها اگه بهشون میگفتم برید خونه یکی میزدن تو دهنم
بیخیال فکر های ک..صشرم شدم رفتم از اشپزخونه شروع کردم همه جار

و تمیز کردم هی داشتم اهنگ میخوندم تو فکر بودم همه کارا تموم شد بعد چند ساعت؟4 ساعت داشتم خونه دشمنم رو تمیز میکردم

خیلی خسته بودم رفتم تو اتاق دراز کشیدم چشام گرم شد که ناگهانی صدای یکی می اومد که داشت داد میزد

ا/ت ا/ت ا/ت
کمک
اولش فک کردم خوابه ولی نه صدا ها تکرار میشد بلند شدم بدو بدو رفتم پاین رفتم تو حیاط که مایک بود

مایک کیه؟ دوست پسر قبلیم دوست پسر کع نه فقط بهش گفته بودم مثل رفیق باشیم ولی اون منو بعنوان دوست دخترش میدونست
رفتم نزدیک تر به بادیگارد ها گفتم"


+ولش کنید
تو اینجا چیکار میکنی مایک

_سلام...
ا/ت من یه عالمه گشتم دنبالت همه جارو تو نبودی من افسردگی گرفتم تو نبودت نه مادر ت بود نه پدرت هیچ کدوم

+خب که چی؟ مایک من تو موقعیت نیستم که با تو باشم من قراره ازدواج کنم لطفا برو

_با کی؟
نکنه قراره با جونگکوک عوضی ازدواج کنی هااا

+حرف دهنتو بفهم
یکی زدم تو دهنش
اون نامزد منه بی ادب

_هه تو الان داری جدی میگی؟

+اره جدی میگم اشغال

_ا/ت خودت میدونی که اخرش مال من میشی

+ببند بابا
به بادیگارد ها دستور دادم بگیرنش

_ا/ت ا/تتتتتت مال من میشیی(داد)

داد میزد خیلی صداش رو اعصابم بود رفتم تو خونه هعی خدارو شکر جونگکوک نبود الان اگه اون بود بدبخت میشدم
بیخیال رفتم بالا رو تخت دراز کشیدم خوابم برد


《ویو جونگکوک》

چند ساعتی میشه که من فقط دارم تو دوربین نگاهش میکنم
این دختر خیلی خله لخه چرا خونه تمیز میکنه همینطور که داشتم نگاه میکردم دیدم داره با یه پسر جر بحث میکنه زنگ زدم به بادیگاردم گفتم"


+چخبره اون پسر کیه؟

_قربان فک کنم دوست پسر قبلی ا/ت بوده

+چی دوست پسر، اسمش چی بود؟


_مایک
قربان ا/ت بدجوری رفتار کرد باهاش

+چطور رفتار کرد؟

_گفت من دارم ازدواج میکنم
بعد گفت من نامزد دارم اینا

+هه هه پس این خیلی جدیه
بیخیال تاتو اون مردتیکه مایک رو در بیار سعی میکنم تا دو روز دیگه برگردم

_باش قربان

《ویو جونگکوک》


قطع کردم اخ خدا اخه بگو جوجو 17 سالته به دوست پسر چییی
ببینم گناه نیست با یه دختر 17 ساله ازدواج کنم نه بابا برا چند سال 5 سال ازش بزرگ ترم
نه 6 سال خب اون بچس به من چه...‌‌‌‌‌‌......


(ادامه دارد)

-----------

نانازا بقیه ش توی کام هس


#جونگکوک #فیک #فیک_جونگکوک #رمان_مافیایی #فیک_مافیایی #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس #رمان_عاشقانه #داستان_مافیایی #جونگکوک_لاور
دیدگاه ها (۹)

خو بچه ها میگم از این به بعد شرط بذارم؟

مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂#Pert14+عه داداش اینطوری نگو تخه من برا ...

خو بچه ها میدونم این پارت یکمی کم شد ولی شب جبران میکنم ساعت...

آتیشی که از بارون شروع شدprt23ویوی ا. توقتی به آپارتمان رسید...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط