امروز، از حریم حرمت که گذشتم، انگار عطر حضور ملکوتیان که

امروز، از حریم حرمت که گذشتم، انگار عطر حضور ملکوتیان که آمده بودند تا ضریحت را غرق «گلاب» کنند، چون نسیمی خنک روح را نوازش می داد.
انگار، گنبد طلایی ات، درخشان تر از همیشه می درخشید.
و گویا، صدای بال زدنهایی با طبقهای پر از نبات، می آمد که دلهای بی قرار را آرام و تاب دهد.
و امروز، در تولد معصومانه تو دروجود خودم ، تو که از رنجهای هارونی، جز عشق ترجمه نکردی،
که عطر لاله های سرخ و مهربانِ هجرت را، به جانِ شهرم دمیدی، مشتاقانه سر بر آستانت می سایم.
تو، بوی زینب می دهی. بوی کربلا، بوی حسین(ع) و رضا(ع) و قم عِطر وجود تو را.
و عطر غربت تو،
در سپیده دمان طلوع، چونان نرگسی مست از شور عشق، سر برمی آورد.
و حالا، حس می کنم
تمام خلایق بوی خوب تو و خاندانت را حس می کنند،نه بایک درک دنیایی که با یک درک شیرین
سلام بر تو، #بانوی_آب‏ها_و_آیینه‏_ها
نایب الزیاره و دعاگوی همه دوستان در حرم حضرت فاطمه معصومه (س) هستم
ان شاءالله رزق همه شما ☝🕊🙌

#نورااا_سادات
#بانوی_آیینه
#حرم_دل
#وقت_سلام
#نایب_الزیاره_ایم
دیدگاه ها (۶۰)

لب آبیگیوه ها را كندم‌، و نشستم‌، پاها در آب‌:«من چه سبزم ام...

نزدیک ترین آدمِ قلبم از دور سلاملب تر کنی و مرا بخوانی من آن...

به دنبال خودمچون گردبادی خسته می گردمولى از خویشتنجز گردی به...

❄بازار سنتی کلاردشت و روز برفی ❄☃️

هایِ مجالس امام حسین(علیه السلام) 🖤 حاج مرشد چلویی:همان‌طور ...

از اون بالا چجوری درد ما رو تحمل میکنی ؟؟!...مگر تو از عشق‌ ...

داستان چیه؟هائو و ا.ت قراره باهم برن چین و ا.ت هم کره ای هه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط