زندگی به آنها انقدر سخت گرفته بود طوری که یکی
زندگی به آنها انقدر سخت گرفته بود طوری که یکی
از آن دو مرد روحش سوخته و دیگری روحش پاره
شده بود؛ اما وقتی در کنار هم بودند زخم های
شان کمی کمتر درد میکرد....
من چیزای ستارهای خیلی دوست دارم و تو ستاره ای خانوم خانومی😼
از آن دو مرد روحش سوخته و دیگری روحش پاره
شده بود؛ اما وقتی در کنار هم بودند زخم های
شان کمی کمتر درد میکرد....
من چیزای ستارهای خیلی دوست دارم و تو ستاره ای خانوم خانومی😼
- ۸۳۵
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط