《عشق زیر نور ماه》

《عشق زیر نور ماه》

تهیونگ: دریک شب زمستانی که دانه های برف بر روی
زمین فرود می‌آمد و جامه ی سفیدی تمام خیابان
را پوشانده بود و برگ های درختان گیلاس روی برف میریختند ، تصمیم گرفتم برم بیرون و یکم هوا بخورم پس لباس های گرمی پوشیدم و از خانه بیرون زدم و هنگام قدم زدن نگاهی به ماه کامل کردم و لبخندی زدم .
همانطور که به ماه زیبای درون آسمان نگاه میکردم به فردی برخورد کردم و هردو به زمین افتادیم .
وقتی سرم را بالا آوردم تا آن فرد را ببینم
چشم تو چشم شدیم چشمانش مانند الماسی درخشان ، می‌درخشید در همان لحظه قلبم خیلی تند میزد .
چند ثانیه هم دیگر خیره شده بودیم
که اول اون بلند شد و دستش را برایم دراز کرد تا از روی زمین بلند شم
جونگ کوک' تصمیم گرفته بودم برای اینکه یکم حال و هوام عوض بشه از خونه برم بیرون و توی خیابون ها قدم بزنم .
همینطور که داشتم از زیباییه خیابان و آسمان لذت میبردم به جسم کوچکی برخورد کردم که باعت شد هر دو به زمین بیوفتیم ،
میخواستم ببینم اون کوچولو چیزیش نشده که
وقتی به اون صورت زیباش نگاه کردم یه لحظه نفس کشیدن یادم رفت. از زمین بلندش کردم .

' حالت خوبه ؟؟ چیزیت که نشد ؟؟
دیدگاه ها (۱۱)

تو همیشه بخشی از من خواهی بود تا زمانیکه تپش قلبم ادامه داشت...

مفحل (کیم یونا) وهمکامنت بزارید

Part:62. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

#My_company_modelپارت 1ویو بینا: امروز قرار بود برم پیگیر کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط