آهنگ روح سبز شادمهر عقیلی
تاسیان،
اسم کوچکیست برای اندوهی بزرگ.
مثل وقتی که غروب، بیخبر از راه میرسد
و سایهی دیوارها کش میآید
روی خاطرههای خانهای که دیگر صدای خنده در آن نمیپیچد.
تاسیان یعنی
دلتنگیِ بیبهانه،
یعنی دلت برای کسی تنگ شود
که حتی نمیدانی کجای زندگی置ش گذاشتهای؛
میان قاب عکسهای خاکخورده
یا لابهلای پیراهنی که هنوز بویش را نگه داشته.
بعضی شبها
تاسیان میآید مینشیند کنارم،
مثل مهمانی ناخوانده،
چایم را سرد میکند
و چشمهایم را خیس.
میپرسم:
«دلتنگ چه کسیام؟»
و او فقط سکوت میکند.
شاید تاسیان
همان جای خالیِ دستهاییست
که دیگر در دستم جا نمیشود،
همان کوچهای که بیتو
بلندتر از همیشه است،
همان منِ قدیمی
که در آینه پیدایش نمیکنم.
تاسیان را نمیشود درمان کرد،
فقط باید با آن راه آمد،
کنارش نشست
و گذاشت آرامآرام
مثل باران ریزِ عصرگاهی
دل را بشوید
و ببرد
تا جایی که دوباره
نفس کشیدن
آسان شود.
#تاسیان
🎵 #روح_سبز
🎤 #شادمهر_عقیلی
اسم کوچکیست برای اندوهی بزرگ.
مثل وقتی که غروب، بیخبر از راه میرسد
و سایهی دیوارها کش میآید
روی خاطرههای خانهای که دیگر صدای خنده در آن نمیپیچد.
تاسیان یعنی
دلتنگیِ بیبهانه،
یعنی دلت برای کسی تنگ شود
که حتی نمیدانی کجای زندگی置ش گذاشتهای؛
میان قاب عکسهای خاکخورده
یا لابهلای پیراهنی که هنوز بویش را نگه داشته.
بعضی شبها
تاسیان میآید مینشیند کنارم،
مثل مهمانی ناخوانده،
چایم را سرد میکند
و چشمهایم را خیس.
میپرسم:
«دلتنگ چه کسیام؟»
و او فقط سکوت میکند.
شاید تاسیان
همان جای خالیِ دستهاییست
که دیگر در دستم جا نمیشود،
همان کوچهای که بیتو
بلندتر از همیشه است،
همان منِ قدیمی
که در آینه پیدایش نمیکنم.
تاسیان را نمیشود درمان کرد،
فقط باید با آن راه آمد،
کنارش نشست
و گذاشت آرامآرام
مثل باران ریزِ عصرگاهی
دل را بشوید
و ببرد
تا جایی که دوباره
نفس کشیدن
آسان شود.
#تاسیان
🎵 #روح_سبز
🎤 #شادمهر_عقیلی
- ۲.۴k
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط