شهره ی هر دو جهان بود نمیدانستم

شهره ی هر دو جهان بود نمیدانستم

شهره ی هر دو جهان بود نمیدانستم
.
هر دو عالم نتواند بکشد نازش را
دخترِ کوچکِ خان بود نمیدانستم
.
گفته هایش همگی بوی نجابت میداد
حرف هایش هذیان بود نمیدانستم
.
رفت و با رفتنِ خود هم کمرم را خم کرد
 لعنتی خنده کنان بود نمیدانستم
.
و همان روز که از غصه مرا ویران کرد
خانه اش عقد کنان بود نمیدانستم
#محمد_نهاوندی
•••
••
•
••
•••
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

چند پارتی بازی ممنوع

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

رَفتنش رَفتن جانْ بود نمیدانستم...

یونا هنوز نگران به اطراف نگاه می‌کرد، اما بورام با لحنی آرام...

★My lady.....خونه غرق در سکوت بود ، حتی خود دختر هم باورش نم...

#پارت75به دور شدن مهری نگاه کرد .دلش میخواست یک جا تنها گیرش...

پارت ۳توی راه برگشت، وقتی گای از کاکاشی خداحافظی کرد، او نصف...

پارت ۳ ادامههوا بوی بارون گرفته بود، ولی برای او باران فقط ب...

⁦⁩⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁩بوسه دردناک ⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑پارت ۹ . الکس با ترس به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط