پارت سوم✨‌میان رنج ها✨‌

پارت سوم✨‌میان رنج ها✨‌

-چیی به تو چه😠
+خب من اسمتو میدونم😏
-چیییییی؟تو میدونی؟
+بله بله
-خب...چیه؟
+جونگکوک😏
-یاااااااااااا خدااااا
+هیییس مگه خودت نگفتی ساکت
-چرا...گفتم
+😴خمیازه)وااای چقدر خوابم میاد
-خب بخواب
+میترسم😭😭پیشم بمون
-هیییی باشه
ا/ت سریع خوابش برد بخواتر اون داروی بی هوشی

چند دقیقه بعد...
کوک خیلی گرمش سده بود خوابش نمی برد پتو رو روی ا/ت کشید و پنجره رو باز کرد و کولر زد.بازم گرمش بود😐لباساشو در اورد و فقط یه شلوارک نخی خنک پاش کرد و خوابید.

ا/ت بیدار شد دید کوک نیس فعکرد خواب دیده ولی به دفعه اتاقو دید فهمین خواب نبوده بلند شد رفت توی پزیرایی و...
☆.。.:*・°☆.。.:*・°☆.。.:*・°☆.。.:*☆.。.:*・°☆.。
دیدگاه ها (۰)

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!چند روزی بود که تام ریدل ...

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط