زخمی به دل افتاده آنرا مرهمی نیست

زخمی به دل افتاده آنرا مرهمی نیست
بغضی نشسته در گلو ، راه دَمی نیست
تنها بمانی با حضورش در خیالت
با خاطراتش سر کنی درد کمی نیست
دیدگاه ها (۰)

گفتی صبر باید کرد تا روز وصالمن که دانم این صبر قاتل جان من ...

چه دنیای عجیبی شدههمه می گویند حرف دلت را بزناما هروقت حرف د...

نبودن‌ هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمی‌ کندو آدم‌ هایی هس...

وقتی سال‌ها یک نفر رو توی دنیای خودت پررنگ کردی، وقتی هر گو...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام...

سه پارتی☆......p.1تو سرت رو به شیشه تکیه دادی و نفس عمیق می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط