رهانکن

#رهانکن...
مرا به خود وامگذار که تحقیر میشوم
در وادی تو آزادم و بی تو اسیر میشوم

من نزد تو آموخته ام پریدن وپرواز را
بال وپرم را نگیر که به زنجیر میشوم

شکوفایی من باتو بودو بردی به اوجم
روی بر نگردان که تسلیم تقدیر میشوم

دنیای بدیست وهمه خلق گرگ اند
تو یکرنگ نباشی بازیچه ی تزویر میشوم

دلشاد بودم و شاد من در حضورت
بمان که می‌دانم بی تو دلگیر میشوم

مگذار ز بی پناهی پناه برم من به خدایم
که گر به داوری بشیند من بی تقصیر میشوم

رحمی کن ای یار به این جان و جوانی ام
میدانم گر هجرانت افتد پیر میشوم

لااقل می ماندی در فصل سبز و بهارانم
قسم میخورم تاخزانم زعشقت سیر میشوم...

پ ♡ ن
نمی دانم
لابه لای کدامین صفحه از زندگی
تو را گم کرده ام
که با هر واژه از شعرم
آشنا هستی
و چه زیبا ورق میزنی
هر روز شاعرانه های کمرنگم را...


#هرمزگان‌زیبا
#بندرعباس
#ابراهیم‌منصفی_رامی‌جنوب
#چوکِ‌بندر
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

#چشمانت...با مَنِ برنو به دوش یاغی مشروطه‌خواهعشق کاری کرده ...

#رهایی‌از‌عشقِ‌بی‌بها...گاه سرنوشت، انسان را نه به قعر فاجعه...

#طلوعِ‌چشمهایت...به خیالم می‌روی و از یاد خواهم برد نگاه ملی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط