casino2-12

کلاه گیسو پرت کردم تو صورتش نمی‌دونستم کدوم مو رو بکشم پس باید مثل روانیا مشتامو حروم صورتش میکردم با پا ضربه ای به زانوش زدم که با جیغ افتاد رو زمین رفتم روش نشستم و چکی تو گوشش زدم
میکا: این بخاطر اینکه مثل عمه خرابا پریدی تو بغل دوست پسرم
همزمان موهامو گرفت تو دستش و محکم کشید فکر کنم بعد این دعوا نیاز بود موهامو کوتاه کنم تا انقدر دسترسی بهش راحت نباشه...یه چک دیگه اون طرف صورتش زدم
میکا: اینم بخاطر اینکه معذرت خواهیمو قبول نکردی
ایندفعه دستمو مشت کردم و محکم فرود اوردمش گوشه لبش و داد زدم
میکا: از همه مهم تر اینم برای اینکه دست بلند کردی روم
با مشت آخرم سه تاشون به خودشون اومدن جیمین سمت دختره رفت تا کمکش کنه از زیرم در بیاد جونگکوک و تهیونگ دستامو گرفتن و از روی دختره بلندم کردن همچنان هردومون هرچی از دهنمون در میومد بهم دیگه می‌گفتیم جیمین دختره رو محکم گرفت و با وسیله هاش هدایتش کرد سمت در و درو بست خودمو محکم از تهیونگ و جونگکوک جدا کردم و سمت اتاق رفتم و درو پشت سرم محکم بستم که باعث به صدا درآوردن پنجره ها شد...نفس عمیقی کشیدم و سمت تراس رفتم دستامو به نرده ها گرفتم و به ویو شهر خیره شدم...نورانی بود و کلی ماشین رد میشد...نگاه کوتاهی به ماه کردم و چند بار پشت سر هم نفس عمیق کشیدم تا آروم بشم با شنیدن صدای آروم در متوجه شدم جونگکوک داره میاد سمتم اخمام رفت تو هم و نگاهش نکردم...دستای گرمش دور کمرم از پشت حلقه شد سرشو کرد تو موهام و زمزمه کرد
-رو تخت انقدر وحشی نبودی
خواستم برگردم سمتش و فحشی بهش بدم که حلقه دستاشو محکم تر کرد و خنده ای کرد...صداش بم بود و نزدیک گوشم بود...دو رگه و مردونه...با یه خنده سریع خام میشدم و عصبانیتم فرو کش میشد اما ترجیح دادم به این راحتیا وا ندم
+از کجا میشناسیش
نفس عمیقی کشید و چونه اش رو بالای سرم گذاشت
-دوست دوران بچگی جیمین بود...بعدا که باهاش آشنا شدیم به نفع خودمون ازش استفاده کردیم بخاطر زخمی شدنمون نمی‌تونستیم زیاد بریم بیمارستان...مثل گلوله...زخمایی که نیاز به بخیه داشت و هرچیزی که ممکن بود دکتر شک کنه...بار ها تو این چیزا کمکمون کرد...البته فکر نکنم دیگه این سمتا پیداش بشه
دستامو بخاطر سرد شدن بدنم دور خودم جمع کردم سرشو آورد پایین و فرو برد تو گردنم نفسای داغش باعث مور مور شدنم شد
-دوست ندارم پرو بشی...ولی می‌دونی که چشمام بین میلیون ها دختر بازم سمت تو میچرخه؟
لبخندی زدم و ته دلم خالی شد
-سردته؟
+اره
-نگران نباش...گرمت میکنم
چشمام گرد شد مچ دستمو گرفت و هدایتم کرد داخل


#jungkook #جونگکوک #بنگتن
دیدگاه ها (۱۷)

casino2-13

casino2-14

casino2-11

casino2_10

casino_15

casino2-7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط