(رازي به نام‌عاشق و‌عشقش )

(رازي به نام‌عاشق و‌عشقش )
پارت پنجم
🦊=خب دوست داری اول درباره کی بدونی؟
🐰=تو
🐹=به منم تعریف کن سویی
🦊=اوپا
🐿=سویی جان بلد نیستی یکم ناز کنی؟ از مینجی یاد بگیر
🕊=انگاری دوست داری امشب بیرون بخوابی
🐿=نه نه عزیزم من بدون تو نمیتونم بمونم
🐨= بچه ها یکم شوخی رو بزارید کنار دقت کردید ات و تهیونگ و یونگی نیستن؟
🕊=یه جا نمیشینه که بچه بهتره منتظر بمونیم بیان الان بریم گم میشیم تازه یونگی پیشه تهیونگ هست
🐰= ات چی؟
🐨=اوه اینجارو مثل کف دستش میشناسه گم نمیشه بیشتر نگران اون کسیم که با سویی این کار رو کرده خدا کنه زنده باشه
🐰=انقدر جدیه؟
🐿= ات با سویی شوخی نداره جونگ کوک شی به من اعتماد کن حتی دوست نداری اون روی ات رو ببینی
🐹= وایی موهام سیخ سیخ شد وقتی بهش فکر میکنم
🐨=پس الان باید صبر کنیم ؟
🕊= تنها چاره همینه فکر کن وقتی سویی رو ندید تو خونه چیشد ؟ ات میترسه وقتی ما رو نبینه بهتره اینجا بمونیم
🐿= عزیزم درست میگه
🐨= دستت بهتر شد سویی؟
🦊=آره بهترم ولی به نظرتون نباید بریم دنبالش؟ اکه برا ات چیزی بشه چی اکه بخاطر من یه چیزیش بشه خودمو هیچوقت نمیبخشم
🐰= آروم باش هیونگ پیششه
🐿=راست میگه تازه کی جرعت دارت پیش یونگی بهش آسیب بزنه نگران نباش بهتره بری یکم استراحت کنی برو وقتی اومد بیدارت میکنیم
🦊=من تو این شرایط نمیتونم بخوابم بزارید پیشتون بمونم
🐨= سویی به زخمت بی توجهی نکن نگران ات هم نباش ما هستیم
🦊=آخه م..
🐹= آخه ماخه نداریم بچه کم لجبازی کن پاشو بینم به حرف نامجونی هم گوش بده ما اینجاییم
🦊= باش ولی وقتی اومد حتما صدام کنید
🐰=من باهات میام
🕊= بچه جون یکم کند تر پیش برو من هستم کنارش نگران نباش ببین اوپا های سویی میخوان چیزی بهت بگن
🐨🐹🐿=مااا؟
🕊= بله شماااا
🐨= بله بله باهات کار داریم تو بمون اینجا
🕊=ما دیگه رفتیم
🐰= خب باش مواظب باشین
[بعد از رفتن سویی و مینجی پسری خرگوشی با چشم های گردش منتظر بود در حالی که تون سه تا مردای گنده هیچ نظری نداشتن که باید چیکار کردش و داشتن با خودشان فکر میکردن تا به نتیجه ای برسن]
🐹= به نظرت چی باید بگیم ؟
🐿= نمیدونم
🐨= باید این پسرک رو گوشش و بکشیم
🐹= چرا آخه
🐿= جین هیونگ قضیه سویی رو میگه ببین چقدر نزدیک بودن به هم تازه نگاه هاشون یه لحظه غرق نگاهشون شدم واقعا
🐹= اهاننن خب چی بگیم بهش؟
🐨= نمیدونم والا جیهوپ تو نظری داری؟
🐿= میدونی شاید کار هایی که ات می‌کرد وقتی برا سویی نزدیک میشدن رو انجام بدیم شاید به کار بیاد
🐨= راست میگی خب نوبتی پیش میریم پس
🐹= اول نامجون شروع کنه بعدش جیهوپ بعدش من بعدش نامجون تا تاثیرش بیشتر باشه
🐿= اوکی ولی چرا نامجون هیونگ دوباره اینکارو میکنه به نظرت بهتر نیست سه بار انجام بدیم ؟
🐨= راست میگه
🐹= آخه فکر کنید اینجا دوست پسر من از همه درشت تره و بازو هاش رو ببین
🐨=هیونگ الان داری پز منو میدی؟
🐿= انگاری بد جور شیفتت شده نامجونا🤣🤣
🐹= دوتاتون خفه شید برای ترسوندنش باید اون باشه تا حرفاشو جدی بگیره
🐨= بل بله درسته
🐿= خب ات معمولا چیکار میکنه؟
🐹=نمیدونم یادم نیست
🐨= خب وقتی داشت تعریف می‌کرد میگفت آخرین بار اول رفته ..
🐿= رفته؟
🐨= شاید یادم رفته باشه
🐹= شاید ؟ هممون یادمون رفته انگاری به نظرتون بهتر نیست بزاریمش یه وقت دیگه و از ات کمک بخوایم؟
🐨= فکر خوبیه
🐿=خوبه ولی به مینجی چی بگم؟
🐹= راست میگی اگه بفهمه از زیرش در رفتیم دیگه خدا میدونه چیکار میکنه
🐨= یه فکری دارم ببین پس فردا قراره بریم و دور هم جمع میشیم میریم خونه خاله سویی مگه نه؟ بهتره فردا رو باهاش هماهنگ کنیم و بگیم که با ما بیاد شکار اون وقت فضا عالیه تمرین هم میکنیم و بهتر هم میشه
🐿= این عالیه
🐹= از دوست پسر یک ورلد واید هندساممم این انتظار رو داشتم
🐨= باید لایقت باشم یا نه
🐿= بهتره تنهاتون بزارم شما برین خونه من به جونگ کوک بگم بیام
🐨= اوکی جیهوپ فایتینگ
🐹= فایتینگ
[جین و نامجون باهم میرن بالا و جیهوپ و جونگ کوک تنها میمونن جونگ کوک که منتظر مونده بود با جیهوپ گفت و گو رو شروع میکنن ]
🐿= جونگ کوکا ببخشید که منتظر گذاشتیمت
🐰= نه اشکالی نداره
🐿= خب میگم یه راست میرم سر اصل مطلب ما قراره فردا بریم شکار تا برای حاله سویی ببریم با ما میای؟
🐰= من؟ البته
🐿= اوکی پس بیرون نمون بیا داخل
🐰= اوه چشم
[باهم میرن داخل و به جز سویی و مینجی همشون تو حال جمع شدن و منتظر ات و جونگ کوک و یونگی بودن ]
بعد از انتظار صدای تق تق در توجه ها را به خود جلب می‌کند
دیدگاه ها (۰)

کاراکتر ها و نشان هاشون برای رمان رازي به نام عاشق و عشقشات ...

(رازي به نام عاشق و عشقش )پارت چهارم[همگی بعد از شنیدن صدای ...

ات: اگه بهت بگم مدت‌ها منتظر شنیدن این حرف بودم چی؟جونگ‌کوک ...

شب تولدم پارت 50فصل دوم پارت 21دست اتو تو دستم گرفتم و روی ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط