سرنوشت
"سرنوشت "
فصل ۲
p,44
.
.
.
.
جونگ کوک اروم موهای دخترک غرق در خوابشو نوازش میکرد ...
.
.
۲۰ دقیقه از اومدن تهیونگ و دادن دارو از بین بردن اون پودر کوفتی مخدر میگذشت و ا/ت از خستگی و از خواباوری اون شربت تا الان هفت پادشاه رو خواب دیده بود ...
.
.
البته ناگفته نماند که اون وسطا قبل از ورود سریعانه ی تهیونگ چند تا کیس آب دار هم رفتن ...
.
.
تهیونگ : فکر میکنی یونگی این نقشه رد کشیده ؟ همین که مواد بده به خورد ا/ت ؟
.
.
کوک: تاحالا کلاب رفتی اصلا ...؟ یا همش تو خونه چپوندی خودتو ؟ .. نوشیدنی های مخصوص کمتر کلاب های سئول توشون مواد دارا ....وقتی وقتی که ا/ت گفت تلخ بوده بیشتر حدث زدم که توش مواد باشه .... با این که حالم از اون مرتیکه بهم میخوره ولی فکر نمیکنم تقشه بوده باشه ... شاید نمیدونسته که ا/ت بار اولشه .... فقط میخاسته خوش بگذرونه ....معمولا اولین باری که مواد رو با الکل قاطی میکنن و میخورن ی همچین حمله ای بهشون دست میده ... ضربان قلب ... نفس تنگی ... و گُر گرفتن ...
.
.
تهیونگ : اها...
.
.
مرد روبه روش نگاهی به ساعت انداخت و بعد به هیون و فلیکس و جیهوپ ..
.
.
تهیونگ : ساعت ۲عه ... بهتره بریم کپمونو بزاریم ... بعد فردا ببینم برنامه چیه ...
.
.
هیون جومین رو برداشت و همه گی از در خارج شدن ...
.
.
(حیحی فکر کردین تحریک کننه عه و اسمات میذارم به این زودیی؟؟😂 نه نه نه )
.
.
..........
.
.
دخترک با حس خشکی گلوش سرشو از بالشت برداشت ...
.
.
سرش به شدت درد میکرد .. اروم نگاهشو توی اتاق گذروند ...تموم اتفاقای دیشب ... حمله ای که بهش دست داده بود ...همشون
.
.
جونگ کوک کنارش دراز کشیده بود ... ساکت ... اروم ... و بیخیال خوابیده بود ...
.
.
کوک : الان باید مثل کی دراماها بهت بگم یعنی این قد جذابم که اینجوری زل زدی بهم .؟؟
.
.
ا/ت : و منم باید مثل کیدرماها خجالت بکشم ؟ نه ... خب واقعا ایت قدر جذابی که دلم نمیخاد نگاهت نکنم .. وقتیم که تو خوابی که صد برابر کیوت تر و جذاب تر ... به خودت رحم نمیکنی به دل من رحم کن مرد سکتم میدی اخر ....
.
.
مرد بدون توجه به دلبری های دختر روبه روش دستشو روی پیشونیش گذاشت و به صدای بمش گفت ..
.
.
کوک : دختز کوچولوی من خوبه ؟؟
.
.
لبخند کم رنگی زد و سر تکون داد...
.
.
جوگ کوک روی تخت تیم خیز شد و روی پیشونی ا/ت گذاشت ...
.
.
.
وای بچه هااا امتحان دادممم فاکینگ ۲۴ درسسسسس مطالعاتتتت بعد زود اومدم براتون پارت بزارمم💗😭
فصل ۲
p,44
.
.
.
.
جونگ کوک اروم موهای دخترک غرق در خوابشو نوازش میکرد ...
.
.
۲۰ دقیقه از اومدن تهیونگ و دادن دارو از بین بردن اون پودر کوفتی مخدر میگذشت و ا/ت از خستگی و از خواباوری اون شربت تا الان هفت پادشاه رو خواب دیده بود ...
.
.
البته ناگفته نماند که اون وسطا قبل از ورود سریعانه ی تهیونگ چند تا کیس آب دار هم رفتن ...
.
.
تهیونگ : فکر میکنی یونگی این نقشه رد کشیده ؟ همین که مواد بده به خورد ا/ت ؟
.
.
کوک: تاحالا کلاب رفتی اصلا ...؟ یا همش تو خونه چپوندی خودتو ؟ .. نوشیدنی های مخصوص کمتر کلاب های سئول توشون مواد دارا ....وقتی وقتی که ا/ت گفت تلخ بوده بیشتر حدث زدم که توش مواد باشه .... با این که حالم از اون مرتیکه بهم میخوره ولی فکر نمیکنم تقشه بوده باشه ... شاید نمیدونسته که ا/ت بار اولشه .... فقط میخاسته خوش بگذرونه ....معمولا اولین باری که مواد رو با الکل قاطی میکنن و میخورن ی همچین حمله ای بهشون دست میده ... ضربان قلب ... نفس تنگی ... و گُر گرفتن ...
.
.
تهیونگ : اها...
.
.
مرد روبه روش نگاهی به ساعت انداخت و بعد به هیون و فلیکس و جیهوپ ..
.
.
تهیونگ : ساعت ۲عه ... بهتره بریم کپمونو بزاریم ... بعد فردا ببینم برنامه چیه ...
.
.
هیون جومین رو برداشت و همه گی از در خارج شدن ...
.
.
(حیحی فکر کردین تحریک کننه عه و اسمات میذارم به این زودیی؟؟😂 نه نه نه )
.
.
..........
.
.
دخترک با حس خشکی گلوش سرشو از بالشت برداشت ...
.
.
سرش به شدت درد میکرد .. اروم نگاهشو توی اتاق گذروند ...تموم اتفاقای دیشب ... حمله ای که بهش دست داده بود ...همشون
.
.
جونگ کوک کنارش دراز کشیده بود ... ساکت ... اروم ... و بیخیال خوابیده بود ...
.
.
کوک : الان باید مثل کی دراماها بهت بگم یعنی این قد جذابم که اینجوری زل زدی بهم .؟؟
.
.
ا/ت : و منم باید مثل کیدرماها خجالت بکشم ؟ نه ... خب واقعا ایت قدر جذابی که دلم نمیخاد نگاهت نکنم .. وقتیم که تو خوابی که صد برابر کیوت تر و جذاب تر ... به خودت رحم نمیکنی به دل من رحم کن مرد سکتم میدی اخر ....
.
.
مرد بدون توجه به دلبری های دختر روبه روش دستشو روی پیشونیش گذاشت و به صدای بمش گفت ..
.
.
کوک : دختز کوچولوی من خوبه ؟؟
.
.
لبخند کم رنگی زد و سر تکون داد...
.
.
جوگ کوک روی تخت تیم خیز شد و روی پیشونی ا/ت گذاشت ...
.
.
.
وای بچه هااا امتحان دادممم فاکینگ ۲۴ درسسسسس مطالعاتتتت بعد زود اومدم براتون پارت بزارمم💗😭
- ۶۱۱
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط