حال دلم خوب است ...

حال دلم خوب است ...
منم و یک فنجان چای
تکیه داده ام ...
به پشتیِ قدیمیِ قرمز اتاق ...
خوشم ...
از خنده های مادرم
که بوی خوش دست پختش
پیچیده در پستوی خانه ...
اندکی شعر سروده ام
از چشمان پر زرق و برق مادرم
چند خطی نوشته ام
از ایستادگی های پدرم
صدای گنجشک روی دیوار حیاط
مهمان ناخوانده را وعده می دهد
و چقدر شیرین شنیده ام
که مهمان حبیب خداست
و خدا ...
همان شعری ست که از چشمان مادرم خوانده ام
دیدگاه ها (۰)

یک سال با اژدها

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

چای...👌❤☕حال دلم خوب است ...منم و یک فنجان چایتکیه داده ام ....

چای...👌❤☕حال دلم خوب است ...منم و یک فنجان چایتکیه داده ام ....

حال دلم خوب استمنم و یک فنجان چایتکیه داده ام به پشتی قرمز ا...

🍃حال دلم خوب استتکیه داده‌ام به پشتی قدیمیقرمزِ اتاق خوشم از...

به نام خدا (ارزش ده بار خوندنم داره) با سلامی دیگر به همه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط