میخوام یه خاطره بگم

میخوام یه خاطره بگم

دفعه ی قبل که رفتم مسافرت با فامیل های پدری رفتیم اردبیل
رفتم بچه فامیل که شیش سالشه به من فحش ناموس داد منم گرفتم عین گاو زدمش(اعصاب نداشتم)
بعدشم مامان و بابام و خواهرم منو توی خیابون زدن
بعدشم بابام سر منو گرفت محکم زد توی صندوق عقب ماشین و سرم خون اومد اونم خیلی زیاد
بعدش هم منو انداخت وسط خیابون 😐
کلی هم ماشین می‌اومد
منم زنده موندم و اینا
رفتیم خونه و به گا رفتم بخاطر بچه فامیل منم از اون موقع اینو کینه کردم ولی هنوز کاری نکردم
ولی ولی ولی
تلافیشو سرشون در میارم هم بچه فامیل هم خانوادم
همین تو دلم مونده به یکی بگم که اینجا گفتم
دیدگاه ها (۱۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part77رفتم و کنارش نشستم مامانم اومد نشست که ...

۵٬۶ روز نبودم ، دیگه خودتون ببینید❤بچه ها دیشب ما طبس موندیم...

پازت ۱۴بعد از مدرسه دامیال منتظره انیا هست و انیا میرسه دامی...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

فیک تهیونگ

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط