اعتراف کن کاپیتان پارت ۶
تهیونگ: آدم اَموال خودشو خراب نمیکنه! از دهن لعنتیت بهتر استفاده کن!،،،میخوام گرماتو حس کنم!
جونکوک تسلیم شد! از اینکه همیشه خودشو به این لحن و صدای تهیونگ میباخت متنفر بود ولی اون ،اون بود ،کسی که با تمام بدی ها و خوبی هاش مهمترین فرد در دنیای این بانی عصبی بود پس ...
روی پایین تنه مرد خیمه زد و بعد چند ثانیه تهیونگ سرشو به بالشت فشار داد و آه غلیظی از روی لذتی که پسر بهش داد کشید ...عادت داشت نمیتونست وقتی جونکوک داره انجامش میده دستشو از سر و موهای لطیف پسر جدا کنه
صحنه نایابی ساخته بودند
به دستش نگاه میکرد که با رگ های ورم کرده و سرم سفیدی داخل موهای بهم ریخته بانی کوچولوش بود و با وارد کردن فشار های کوتاه به سر و گردن پسر باعث میشد لذت برای هردوشون به حد جنون برسه ...
خیلی به اوجش نزدیک بود ولی ناگهان جئون بود که
جئون:(لبخند واقعی )چی شده کاپیتان کیم؟! ظاهراً دیگه اسباببازی های جنسیت راضیت نمیکنند؟هوم؟ اعتراف کن به من وابسته شدی!
تهیونگ: لعنتی! لعنت بهت ! چند بار باید بگم وقتی داری انجامش میدی دیگه نباید ...
(صدای بوسه به آلت مرد بزرگتر )
جئون:دیگه نباید حرف بزنم کاپیتان
اونها عمیق ترین و عاشقانه ترین بوسه زندگیشون رو تجربه کردن گرم تر از کل زمانی که با رضایت و نارضایتی کنار هم بودن
وقتی جونکوک عقب کشید دید که هردو به نفس نیاز داشتند ...
تهیونگ لبخندی نیش دار زد و کمی به سقف سفید اتاق نگاه کرد ...
(کمی رنگش پریده بود )
جونکوک:تهیونگ؟!
تهیونگ:خوبم لعنتی!از این بهتر نمیشم،،،یه فکری به حالم کن!
جونکوک :میتونی انجامش بدی؟
(تهیونگ نگاهی به پایین تنه سخت شده جوفتشون انداخت و زبونی به لب هایش کشید و با صدایی ناله وار گفت )
تهیونگ: گزینه «نه» وجود نداره...
چند دقیقه بعد پسر کوچک تر با لذتی که همیشه از بودن با او میبرد داشت روی بدن او حرکت میکرد ،،، اونقدر در اوج بودند که کنترلشون رو از دست دادند و این یعنی فردا تو دردسری عظیم میوفتادن! ولی جداً برای اونها مهم نبود...
(صبح روز بعد ساعت 8صبح)
جیهوپ: بزار دوباره بپرسم گفتی دیشب چی شد که بخیه های تهیونگ پاره شد جونکوک؟!
(جونکوک که به سرامیک های کف اتاق نگاه میکرد تا چشم هوپی به لب ها و گردن کبودش نیوفته گفت)
شرط اپ پارت بعد ۲۰ لایک ۱۵ کامنت
دنیای تهکوک اگه از اکسپلور میای فالو کن کیوتی(^-^)#بی_تی_اس #کیم_نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #کیپاپ #کیدراما #bts #bts_army #taekook #rm #jin #suga #J_HOPE #jimin #teahyung #jk
جونکوک تسلیم شد! از اینکه همیشه خودشو به این لحن و صدای تهیونگ میباخت متنفر بود ولی اون ،اون بود ،کسی که با تمام بدی ها و خوبی هاش مهمترین فرد در دنیای این بانی عصبی بود پس ...
روی پایین تنه مرد خیمه زد و بعد چند ثانیه تهیونگ سرشو به بالشت فشار داد و آه غلیظی از روی لذتی که پسر بهش داد کشید ...عادت داشت نمیتونست وقتی جونکوک داره انجامش میده دستشو از سر و موهای لطیف پسر جدا کنه
صحنه نایابی ساخته بودند
به دستش نگاه میکرد که با رگ های ورم کرده و سرم سفیدی داخل موهای بهم ریخته بانی کوچولوش بود و با وارد کردن فشار های کوتاه به سر و گردن پسر باعث میشد لذت برای هردوشون به حد جنون برسه ...
خیلی به اوجش نزدیک بود ولی ناگهان جئون بود که
جئون:(لبخند واقعی )چی شده کاپیتان کیم؟! ظاهراً دیگه اسباببازی های جنسیت راضیت نمیکنند؟هوم؟ اعتراف کن به من وابسته شدی!
تهیونگ: لعنتی! لعنت بهت ! چند بار باید بگم وقتی داری انجامش میدی دیگه نباید ...
(صدای بوسه به آلت مرد بزرگتر )
جئون:دیگه نباید حرف بزنم کاپیتان
اونها عمیق ترین و عاشقانه ترین بوسه زندگیشون رو تجربه کردن گرم تر از کل زمانی که با رضایت و نارضایتی کنار هم بودن
وقتی جونکوک عقب کشید دید که هردو به نفس نیاز داشتند ...
تهیونگ لبخندی نیش دار زد و کمی به سقف سفید اتاق نگاه کرد ...
(کمی رنگش پریده بود )
جونکوک:تهیونگ؟!
تهیونگ:خوبم لعنتی!از این بهتر نمیشم،،،یه فکری به حالم کن!
جونکوک :میتونی انجامش بدی؟
(تهیونگ نگاهی به پایین تنه سخت شده جوفتشون انداخت و زبونی به لب هایش کشید و با صدایی ناله وار گفت )
تهیونگ: گزینه «نه» وجود نداره...
چند دقیقه بعد پسر کوچک تر با لذتی که همیشه از بودن با او میبرد داشت روی بدن او حرکت میکرد ،،، اونقدر در اوج بودند که کنترلشون رو از دست دادند و این یعنی فردا تو دردسری عظیم میوفتادن! ولی جداً برای اونها مهم نبود...
(صبح روز بعد ساعت 8صبح)
جیهوپ: بزار دوباره بپرسم گفتی دیشب چی شد که بخیه های تهیونگ پاره شد جونکوک؟!
(جونکوک که به سرامیک های کف اتاق نگاه میکرد تا چشم هوپی به لب ها و گردن کبودش نیوفته گفت)
شرط اپ پارت بعد ۲۰ لایک ۱۵ کامنت
دنیای تهکوک اگه از اکسپلور میای فالو کن کیوتی(^-^)#بی_تی_اس #کیم_نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #کیپاپ #کیدراما #bts #bts_army #taekook #rm #jin #suga #J_HOPE #jimin #teahyung #jk
- ۴۷۳
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط