#من‌که‌در‌تُنگ‌برای‌تو‌تماشا‌دارم

#من‌که‌در‌تُنگ‌برای‌تو‌تماشا‌دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

دل پر از شوق رهایی است، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم

چیستم؟! خاطره زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن ها دارم

با دلت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟

چیزی از عمر نمانده است، ولی می خواهم
خانه ای را که فرو ریخته بر پا دارم...
دیدگاه ها (۱)

#مریض‌حالی‌ام‌خوش‌نیستنه خواب راحتی دارمنه مایلم به بیداریدر...

#ای_روز_آفتابیای مثل چشم‌های خدا آبیای روز آمدنای مثل روز آم...

#به‌کام‌ما‌بود‌عالم‌اگر‌او‌یار‌ما‌باشد...

#کنارِ‌بهار‌به‌هر‌برگ‌سوگند‌خوردم‌و‌تودر گذرگاه‌های شب‌زدهعش...

نه احساسی نه آرامشی در سکوت آن اتاق سفید فرو رفته بود تنها ص...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط