مکثی کرد و نوشت ممنون که در دلم ریشه دواندی

مکثی کرد و نوشت: ”ممنون که در دلم ریشه دواندی.”
در جواب برایش نوشتم: “خاکت خوب بود؛ من گیاهی نیمه‌جان بودم، خسته از زیستن و از ماندن؛ هوای تو سبزم کرد...
#برایِ_تو
#تمام_ماجرا_همین_است



#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

يعنی همچين اين لبا رو وا ميكرد حرف ميزد كه آدم هِی دلش ميخوا...

باران و باد و برف و زمستان بهانه‌اند؛این خانه را نبودنِ تو س...

به قدری ساکتم حالا؛ که انگاری؛ درونم حکمِ آتش بس، و حالِ چشم...

از یه جایی به بعد دوست نداری آدمای زیادی تو زندگیت باشن یا ب...

رفته بودم موهامو کوتاه کنم، چون دیگه حوصله ی موی بلند و نداش...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

army_aa is talking:📜: سطر اول داستان ما.... (پارت آخر)Part 2...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط