داستان ترسناک شوما گوگولیاااا

یه شب رفته بودم مسافرت یخونه بود از پنجرش یه عالمه گچ ک ب دیوار خورده بود پیدا بود....منم ۴-۵ سالم بود شب رفتم نزدیک پنجره فکر کردم سایرن هده .....
ریده بودم تو خودم.....
دیدگاه ها (۰)

بحححححح

یکی از داستان های ترسناکتوننن

باران عشق

for me.

l need you're body part 8 ویو کوک با خودم فکر میکردم و انقدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط