..
کوک ویو:
بعد اینکه بهش اعتراف کردم و گفتمک دوستش دارم با حرفی ک زد اشک از کنار چشمم سرازیر شد
اشک ناراحتی؟
نه نه اشک ذوق...
فکر کن ی نفر رو چند ساله دوستش داری و وقتی بهش اعتراف میکنی و فکر میکنی جواب رد میده بهت بگ منم دوستت دارم
زود ب سمتش رفتم و محکم بغلش کردم ک ا.ت ۶ممنو محکمبغل کرد
کنار گوشش ارومزمزمه کردم
جونگ کوک:دوستت دارم
ا.ت:ولی مندوستت ندارم
کوک:مثل برق گرفته ها ازش جدا شدمو با بهت بهش نگاه میکردم
الان چی شد؟
چی گفت؟
یعنی چی ک دوستمنداره؟
دوباره بغض کردم و سرم رو پاین انداختم ک گفت
ا.ت:بلکه عاشقتم
کوک:قیافم رو پوکر بالا اوردم و بهش نگاه کردمک زد زیر خنده
کوک:آیا من برای تو یک جک هستم؟
ا.ت:جررررر(خنده)
ات:داشتم میخندیدم ک بل نگاه های کسی رو منگاهم رو بهش دادمک با جیمین مواجه شدم ک قرمز شده بود
چرا؟
برای چی قرمز شده؟
اصلا ب من چ...
ولی چرا داشت ب من نگاه میکرد؟
چشه؟
همینجور ک داشتمنگاش میکردم با اعصبانیت رفت بیرون...
(۲۰مین بعد)
زنگ خورد ب سنت حیاط رفتم و مستقیم ب سمت دشوری رفتم ک صداي کسی توجهم رو جلب کرد
یونا:اپااااا چرا زور میگی؟من تا همین الانم بزور با آیت پسره خل و چل سر کردم
ا.ت:گوشیم رو سریع در آوردم و شروع ب فیلم گرفتن کردم
یونا:هوففف بابا میدونی ک فقط بخاطر تو ارم با جیمین سر میکنم من خودم دوست مسر دارم الان چجوری اینو بپیچونم....باشه لاشه خدافظ
ا.ت:فیلم رو قطع کردم و تا خواستم از دشوری بیام بیرون صداش رو پشت سرم شنیدم
یونا:هعی تو اینجا چیکار میکنی
ا.ت:اومده بودم ببینم تو کله تو...پلشت....تو دشیویی چه کاری انجام میدن
یونا:چطور جرعت مسکنی اینجوری با من حرف بزنی هااا دختر هرزه
ا.ت:تا اومد بهم حمله کنه یکی وارد دسشویی شد
جیمین:اینجا چه خبره؟
ا.ت:یدفعه ای قیافش رو مظلوم کرد و گفت
یونا:جیمیناااا ببینش میخواست روم دست بلد کنه
جیمین:باز تو....هرزه چطور جرعت میکنی
ا.ت:من هرزم تا اون دوست دختر عنترت
جیمین:با این حرف دستم رو بالا بردم و سیلی باش زدم
ا.ت:با کاری ک کرد چشمام گرد شد
فک کنم الان وقت خوبی باشه
گوشیم رد در اوردم و روی ویدیو هام کلیک کردم
بعد اینکه بهش اعتراف کردم و گفتمک دوستش دارم با حرفی ک زد اشک از کنار چشمم سرازیر شد
اشک ناراحتی؟
نه نه اشک ذوق...
فکر کن ی نفر رو چند ساله دوستش داری و وقتی بهش اعتراف میکنی و فکر میکنی جواب رد میده بهت بگ منم دوستت دارم
زود ب سمتش رفتم و محکم بغلش کردم ک ا.ت ۶ممنو محکمبغل کرد
کنار گوشش ارومزمزمه کردم
جونگ کوک:دوستت دارم
ا.ت:ولی مندوستت ندارم
کوک:مثل برق گرفته ها ازش جدا شدمو با بهت بهش نگاه میکردم
الان چی شد؟
چی گفت؟
یعنی چی ک دوستمنداره؟
دوباره بغض کردم و سرم رو پاین انداختم ک گفت
ا.ت:بلکه عاشقتم
کوک:قیافم رو پوکر بالا اوردم و بهش نگاه کردمک زد زیر خنده
کوک:آیا من برای تو یک جک هستم؟
ا.ت:جررررر(خنده)
ات:داشتم میخندیدم ک بل نگاه های کسی رو منگاهم رو بهش دادمک با جیمین مواجه شدم ک قرمز شده بود
چرا؟
برای چی قرمز شده؟
اصلا ب من چ...
ولی چرا داشت ب من نگاه میکرد؟
چشه؟
همینجور ک داشتمنگاش میکردم با اعصبانیت رفت بیرون...
(۲۰مین بعد)
زنگ خورد ب سنت حیاط رفتم و مستقیم ب سمت دشوری رفتم ک صداي کسی توجهم رو جلب کرد
یونا:اپااااا چرا زور میگی؟من تا همین الانم بزور با آیت پسره خل و چل سر کردم
ا.ت:گوشیم رو سریع در آوردم و شروع ب فیلم گرفتن کردم
یونا:هوففف بابا میدونی ک فقط بخاطر تو ارم با جیمین سر میکنم من خودم دوست مسر دارم الان چجوری اینو بپیچونم....باشه لاشه خدافظ
ا.ت:فیلم رو قطع کردم و تا خواستم از دشوری بیام بیرون صداش رو پشت سرم شنیدم
یونا:هعی تو اینجا چیکار میکنی
ا.ت:اومده بودم ببینم تو کله تو...پلشت....تو دشیویی چه کاری انجام میدن
یونا:چطور جرعت مسکنی اینجوری با من حرف بزنی هااا دختر هرزه
ا.ت:تا اومد بهم حمله کنه یکی وارد دسشویی شد
جیمین:اینجا چه خبره؟
ا.ت:یدفعه ای قیافش رو مظلوم کرد و گفت
یونا:جیمیناااا ببینش میخواست روم دست بلد کنه
جیمین:باز تو....هرزه چطور جرعت میکنی
ا.ت:من هرزم تا اون دوست دختر عنترت
جیمین:با این حرف دستم رو بالا بردم و سیلی باش زدم
ا.ت:با کاری ک کرد چشمام گرد شد
فک کنم الان وقت خوبی باشه
گوشیم رد در اوردم و روی ویدیو هام کلیک کردم
- ۲۰.۳k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط