رمان تهیونگ

نام رمان :اتاق شماری 7

نام اینگلیسی :روم نامبر سِوِن

[ROO Number seven]

(پارت نهم فصل دوم)

________________________

تنها صدایی که شنیده میشد صدای نفس های بریده بریده خودم بود


چنددین ساعت داخل اتاق روی تخت بسته شده بودم

"+هعی مردک بیا منو باز کن
" +کمککککک من میخوام برم پیش تهیونگ

هیچ صدای نیومد دیگه اعصابم خورد شده بود
دستام بخاطر زنجیر خیلی درد میکرد

"+تهیونگ کجایی منتظرتم

هوفی کشیدم چشمامو بستم و سیاهی

"[فلش بک یه ساعت 2 شب]"

------------------------------

چشمامو آروم باز کردم موهام جلوی چشمام بود آروم کنار زدم و به سقف نگاه کردم
سقف مشکی با چندتا دایره سفید دقیقا مثل سقف اتاق خودم یکم سرمو بلند کردم همه جا تارک بود دستمو یکم تکون دادم زنجیری دورش نبود زود از روی تخت بلند شدم و نشستم و به دستام نگاه کردم دستام دورش جایی زنجیر بود ولی زنجیری وجود نداشت زود از روی تخت بلند شدم و چراغ اتاق روشن کردم چند لحظه فقط به اطرافم نگاه کردم
این اتاقو میشناخت

"اتاق خودم بود"

همه چی سر جاش بود تخت کنار میز مشکی کوچولو بود لباسام گوشه اتاق ریخته بودن چندتا کتاب روی میزم مونده بود حتی عروسکی که تهیونگ برام خریده بود هم کنار تخت افتاده بود
آروم چند قدم برداشتم و دستم رو روی میز کشیدم
باورم نمیشد دوباره اینجا بودم
رفتم سمت آینه و به خودم نگاه کردم موهام به هم ریخته بود صورتم خسته بود و جای قرمزی زنجیر هنوز دور مچ دستام مونده بود

یهو در اتاق باز شد نگاهمو دادم به در تهیونگ با لباس مشکی و شلوار پارچه ای داخل چارچوب اتاق وایساده بود
زود رفتم خودمو انداختم داخل بغلش دستامو دور گردنش حلقه کردم تهیونگ دستاشو روی موهام می‌کشید

آروم یکم فاصله گرفتم و بهش نگاه کردم

"+تهیونگ کجا بودی..

تهیونگ بدون هیج توجه ای شروع کرد به بوسیدن گونم گردنم لبام
تند تند می‌بوسید


" [فلش بک به چند ساعت قبل‌] "
دیدگاه ها (۲)

رمان تهیونگ

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط