عاشقانه های شبنم
اولین دیدار در فصل خزان یادت هست ؟
حسن رخسار تو را ، شرح و بیان یادت هست ؟
از دوچشم شوخ تو ، در گردش آمد جامها ...
دستبرد غمزه ات ، باچشم و جان یادت هست ؟
دل که از نقش تمنا عاجز و وامانده بود ..
گوشه ی چشم من و ، اشک روان یادت هست ؟
پرده داری بود مارا ، گفتگو از عشق بود ...
شام روشن بود مارا هر زمان یادت هست ؟
از ظهور عشق کس را این چنین سودا نبود ..
فارغ از اقبال هر سود و زیان یادت هست ؟
گوش سنگین بود مارا ، از حدیث دیگران ...
این نهال از جویبار کهکشان یادت هست ؟
از تماشای رخت چشمم به حیرت مانده بود ...
عاشقت بودم ولی دل نگران یادت هست ؟
خانه خالی بود ، از بیگانگان و ، بیدلان.
عشق بود و ، عشق بود ، از ما نشان یادت هست ؟
حسن رخسار تو را ، شرح و بیان یادت هست ؟
از دوچشم شوخ تو ، در گردش آمد جامها ...
دستبرد غمزه ات ، باچشم و جان یادت هست ؟
دل که از نقش تمنا عاجز و وامانده بود ..
گوشه ی چشم من و ، اشک روان یادت هست ؟
پرده داری بود مارا ، گفتگو از عشق بود ...
شام روشن بود مارا هر زمان یادت هست ؟
از ظهور عشق کس را این چنین سودا نبود ..
فارغ از اقبال هر سود و زیان یادت هست ؟
گوش سنگین بود مارا ، از حدیث دیگران ...
این نهال از جویبار کهکشان یادت هست ؟
از تماشای رخت چشمم به حیرت مانده بود ...
عاشقت بودم ولی دل نگران یادت هست ؟
خانه خالی بود ، از بیگانگان و ، بیدلان.
عشق بود و ، عشق بود ، از ما نشان یادت هست ؟
- ۶۴۶
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط