رویای غمگین من
{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤
Part2
صبح بود که یونا از خواب بیدار شد بلند شد موهاشو شونه کرد مسواک زد یکنکش آمد خمیازه کشیدن صورتش و شست روتین پوستیشون انجام داد یه یه لیبگلاس خیلی خوش رنگ زد اماده شد برای مصاحبه با مجرم باید حاضر می بود سوار موتورش شد حرکت سمت دادگاه
یونا:جناب سرهنگ کجا میتونم با آقای جعون صحبت کنم
سرهنگ:از این طرف خانم
یونا:ممنون
رفت داخل
﴿ویو جونگکوک﴾
داشتم با خودم ور میرفتم که دیدم یه خانم خیلی زیبا خوش هیکل آمد سمتم با خودم گفتم یعنی این وکیل کنه چقدر خوشگله چجوری آدم میتونه آنقدر ناز باشه سریع خودمو جمع کردم بلند شدم
کوک:سلام خانم وکیل
یونا:سلام آقای جعون بفرما بشین
کوک نشست یونا به کوک نگاه کرد پرونده رپ باز کرد نیم نگاهی به پرونده انداخت گفت
یونا:خب جونگکوک برام توضیح بده که قتل چطور انجام شده تا بتونم برای احضاریه دادگاهت بتونی بخیر بگذرونیش
کوک:خب ببینید من داشتم کار مهمی انجام میدادم تو شرکت خب و اینجوری بودش که من به منشیم گفتم من میرم بیرون قهوه بگیرم تو همینجا بمون میام بقیه کار هارو انجام میدم وقتی برگشتم دیدم تیر خورده توسرش افتاده وقتی دوربین هارو دیدن فکر کردن من کشتمش و الآنم منو اینجا حبس کردن
یونا:خب برای احضاریه دادگاه فردا چی میخوایی بگی جعون
جونگکوک:نمیدونم باید چی بگم شاید باید منطقی باهاشون صحبت کنم تا حکم اعدام ندن یا هرچیز دیگه ای
یونا:آقای جعون باید دقت داشته باشید که باید با خانواده کسی که دخترشو از دست داده هم صحبت کنید و رضایت اونارو هم بگیری چون این مهمه
کوک:تو فکر این هستم که باهاشون منطقی و جذب صحبت کنم و میخوام مدرکی برای ثابت کردنه اینکه بیگناه هستم پیدا کنم
یونا:میتونیم از دادگاه اجازه بگیریم تا شصت روز بهمون وقت بدن برای پیدا کردن مدرک
کوک:خب پس امروز میتونید بهشون برسونید که همچین چیزی میخوام؟؟
یونا:سعی میکنم امروز به قاضی برسونم
کوک:ممنونم
یونا:خب آقای جعون دیگه حرفی نمیمونه من دیگه میرم سعی کنم متقاعدشون کنم
کوک:بله حتما ممنونم
یونا بلند شد کوک هم به احترامش بلند شد سرباز ها دست کوک رو گرفتن بردنش انفرادی تا روز احضاریه و....
تا پارت بعدی بای بای✨❤️🎀
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من
Part2
صبح بود که یونا از خواب بیدار شد بلند شد موهاشو شونه کرد مسواک زد یکنکش آمد خمیازه کشیدن صورتش و شست روتین پوستیشون انجام داد یه یه لیبگلاس خیلی خوش رنگ زد اماده شد برای مصاحبه با مجرم باید حاضر می بود سوار موتورش شد حرکت سمت دادگاه
یونا:جناب سرهنگ کجا میتونم با آقای جعون صحبت کنم
سرهنگ:از این طرف خانم
یونا:ممنون
رفت داخل
﴿ویو جونگکوک﴾
داشتم با خودم ور میرفتم که دیدم یه خانم خیلی زیبا خوش هیکل آمد سمتم با خودم گفتم یعنی این وکیل کنه چقدر خوشگله چجوری آدم میتونه آنقدر ناز باشه سریع خودمو جمع کردم بلند شدم
کوک:سلام خانم وکیل
یونا:سلام آقای جعون بفرما بشین
کوک نشست یونا به کوک نگاه کرد پرونده رپ باز کرد نیم نگاهی به پرونده انداخت گفت
یونا:خب جونگکوک برام توضیح بده که قتل چطور انجام شده تا بتونم برای احضاریه دادگاهت بتونی بخیر بگذرونیش
کوک:خب ببینید من داشتم کار مهمی انجام میدادم تو شرکت خب و اینجوری بودش که من به منشیم گفتم من میرم بیرون قهوه بگیرم تو همینجا بمون میام بقیه کار هارو انجام میدم وقتی برگشتم دیدم تیر خورده توسرش افتاده وقتی دوربین هارو دیدن فکر کردن من کشتمش و الآنم منو اینجا حبس کردن
یونا:خب برای احضاریه دادگاه فردا چی میخوایی بگی جعون
جونگکوک:نمیدونم باید چی بگم شاید باید منطقی باهاشون صحبت کنم تا حکم اعدام ندن یا هرچیز دیگه ای
یونا:آقای جعون باید دقت داشته باشید که باید با خانواده کسی که دخترشو از دست داده هم صحبت کنید و رضایت اونارو هم بگیری چون این مهمه
کوک:تو فکر این هستم که باهاشون منطقی و جذب صحبت کنم و میخوام مدرکی برای ثابت کردنه اینکه بیگناه هستم پیدا کنم
یونا:میتونیم از دادگاه اجازه بگیریم تا شصت روز بهمون وقت بدن برای پیدا کردن مدرک
کوک:خب پس امروز میتونید بهشون برسونید که همچین چیزی میخوام؟؟
یونا:سعی میکنم امروز به قاضی برسونم
کوک:ممنونم
یونا:خب آقای جعون دیگه حرفی نمیمونه من دیگه میرم سعی کنم متقاعدشون کنم
کوک:بله حتما ممنونم
یونا بلند شد کوک هم به احترامش بلند شد سرباز ها دست کوک رو گرفتن بردنش انفرادی تا روز احضاریه و....
تا پارت بعدی بای بای✨❤️🎀
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من
- ۱۴.۰k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط