فیک عشق اجباری

ویو ناهی

مامان و عمو و ... تهیونگ وارد خونه شدن

مامان ته تا وارد شد داد زد: تهیونگ معلوم هست چیکار میکنییییی؟

عموی ته: تهیونگ مامانت راست میگه چرا بجای اینکه از جی وو مراقبت کنی رفتی پی خوشگذرونیت؟

دختر عموی ته: بسه اون که گناهی نداره جونگ کوک جی وو رو برداشته و فرار کرده تهیونگ که کاری نکرده.

تهیونگ داد زد: میشه خفه شین به اندازه کافی استرس دارم بدترش نکنین.

دختر عموی تهیونگ رفت نزدیک تهیونگ و بغلش کرد که تهیونگ هلش داد و گفت: میشه گمشی و تو این وضعیت اعصابمو بهم نریزی؟

دختر عموی تهیونگ اومد سمت منو دم گوشم گفت: ج.نده خانوم اینا همش تقصیر توعه قبلی که تو بیای ته عاشق من بود.

و موهامو کشید که جیغ زدم

تهیونگ داد زد: دارین چه غلطی میکنین؟

جیغ زدم: ولمممممممممم کنننننننننننننننننن

تهیونگ داد زد: سویون ولش کن.

سویون: تهیونگگگ ناهی بهم بی احترامی کردددد🥺
تهیونگ: برام مهم نیست سویون نرو رو مخم ولش کن.

سویون ولم کرد و تهیونگ داشت میومد به سمتم
یهو بغلم کرد
دیدگاه ها (۰)

فیک عشق اجباری

فیک عشق اجباری

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۱0

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط