بچه ها عموم فوت کرده بود مادر بزرگم زنگ زد به اون یکی ماد

بچه ها عموم فوت کرده بود مادر بزرگم زنگ زد به اون یکی مادربزرگم تسلیت بگه به جای این که بگه خدا فرهاد رو بیامرزه قاطی کرد اوت یکی عمومو آورد تو بازی کثیفش گفت خدا حبیب رو لعنت کنه 🤣🤣🤣🤣

خدا بیامرزه هم عمومو هم مادربزرگمو🖤
دیدگاه ها (۱)

دیدار باتو (پارت ۳)

عشق مافیا:)))پارت شیش: پدر ات هم مافیا بوده و هست ولی برای ا...

جادویی به نام عشق

اگه اشتباه نکنم پارت 46 جیمین بین ات و تینا ایستاده بود و با...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۶چند دقیقه پیش .به محض اینکه آوا ...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

پارت ۲۱

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط