عاشقانه

قلم نتوانست
مرز دردهایم را برای تو توصیف کند
قلبی نیست که دردهایم را بفهمد
و هیچ چیز از ناله های
دلتنگی ام نمی کاهد
به جز دیدار تو آنگونه
که قبلا بوده ای...
و خوب میدانی
هزار و یک راه می‌دانم
برای تحمل هجرِ تو،
یا انبوه دردی که برایم به ارمغان آورد..
آنچه نمی‌دانم‌ چگونه با آن روبرو شوم این است:
خوشبختی‌ام با تو...
دیدگاه ها (۰)

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

و هزارو یک راه می دانمبرای تحمل هجرِتو،یا انبوه دردی که برای...

دلنوشته ای برای مادرممادرم، مهربانم!شاید باور نکنی با اینکه ...

من در این تاریکی پنهانملای انبوه غم و تنهاییلای توماری از حر...

حال من بد نیست ...و یعنی هیچ جای بدنم درد نمی‌کند ،ولی اگر ب...

#کپشن - سهمم از تو ؛نه داشتن حس رنگی شیشه های پر از احساس خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط