کسی ویدئو رو متوجه نشد کپشن رو بخونه💗👌🏼

زینو از ترس اینکه عرب و علی رو از دست بده از چاعری دوری می‌کرد یا قایمکی میدیدش فقط برای اینکه علی و عرب رو از دست نده:)))
.
.
ولی امینه حرف پدر و مادرش و عموش و حتی پدربزرگش رو زیر پاش گذاشت و رابطش با یامان رو ادامه داد
و بدون خجالت و ترس ب همه گفت ک یامان رو دوست داره:)))
با اینکه میدونست مادر یامان دوست دختر باباشه و مادر یامان زندگیشونو خراب کرد🤷‍♀️
.
.
.
حمایت یادتون نره🙂💕
دیدگاه ها (۰)

حققققق

فقط اسلاید ۷ 🥺ورق بزنید آخر اسلاید خلاصه هستااا🥲💕حمایت کنیدا

ولی این قسمتتتتتتت>>>>>🥺

اکیپ توزلو یاکا>>>>

خوب یه توضیح درمورد رمان اسم رمان: سرنوشت تعداد پارت: معلوم ...

رمان تهیونگ

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:8دیار با تعجب به مادرش نگاه کردو سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط