HATE TO LOVE³
HATE TO LOVE³
(ویو:رز)
کسی که وارد شد...
ملکه بود.
صاف تر ایستادم.
و مریم هم کاملا تعظیم کرد.
مثل همیشه مادر با چهرهای آرام وارد اتاق شد.
ملکه:مریم برو بیرون.(نرم اما محکم)
مریم:چشم خانم.
و بعد از تعظیم به من بیرون رفت.
وقتی که در کاملا بسته شد،ملکه چند قدم جلو تر اومد...
ملکه:رز...
هوفی آروم کشیدم...
+:چی شده؟
نقاب آروم روی صورتش ترک خورد.
ملکه:آمادهای؟
دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و نیشخندی تیز زدم.
+:آماده برای ازدواج،اتحاد...
یا از همه مهم تر...
عواقبش؟
کدوم مادر؟
سکوتی سنگین توی اتاق طنین انداز شد.
ملکه کاملا با بهت در حال نگاه کردن بهم بود...
ولی من هیچ واکنشی نشون نمیدادم.
فقط...
فقط یک مسئله باعث میشد واقعا آتش درونم فوران کنه...
این که کسی به غیر از من به فکر آینده و عواقب نیست!
...:هر سه،رز.
تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.
#بیتیاس#جونگکوک#آرمی#فیک#فنفیکشن#ازدواجاجباری
(ویو:رز)
کسی که وارد شد...
ملکه بود.
صاف تر ایستادم.
و مریم هم کاملا تعظیم کرد.
مثل همیشه مادر با چهرهای آرام وارد اتاق شد.
ملکه:مریم برو بیرون.(نرم اما محکم)
مریم:چشم خانم.
و بعد از تعظیم به من بیرون رفت.
وقتی که در کاملا بسته شد،ملکه چند قدم جلو تر اومد...
ملکه:رز...
هوفی آروم کشیدم...
+:چی شده؟
نقاب آروم روی صورتش ترک خورد.
ملکه:آمادهای؟
دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و نیشخندی تیز زدم.
+:آماده برای ازدواج،اتحاد...
یا از همه مهم تر...
عواقبش؟
کدوم مادر؟
سکوتی سنگین توی اتاق طنین انداز شد.
ملکه کاملا با بهت در حال نگاه کردن بهم بود...
ولی من هیچ واکنشی نشون نمیدادم.
فقط...
فقط یک مسئله باعث میشد واقعا آتش درونم فوران کنه...
این که کسی به غیر از من به فکر آینده و عواقب نیست!
...:هر سه،رز.
تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.
#بیتیاس#جونگکوک#آرمی#فیک#فنفیکشن#ازدواجاجباری
- ۶۹۸
- ۱۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط