من اون اشغالی ام که هیجا آشنا نداشت که سند نزاشتن توی پاس

من اون اشغالی ام که هیجا آشنا نداشت که سند نزاشتن توی پاسگاه براش که
دیدگاه ها (۰)

هرچقدر شنا گر ماهری باشی یه شب تو فکر یه نفر غرق میشی...

برام یه یادگاری بنویسید این زیر با اسم فامیل خودتون...

من به اندازه غم های دلم پیر شدم از تظاهر به جوان بودن خود سی...

فقط مرگ می تونه مارو از هم جداکنه به روایت تصویر.💔

نمی دونم چرا اینو ساختم😭توی ساخت این نابود شدم واقا😭💔دلم برا...

این بار منم تصمیم گرفتم مثل بقیه بنویسم درباره ی اون..اون دخ...

سلام.بچها هرکس دوست داره ( ملاقات در باران) رو بنویسمبهم توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط