من به اندازه غم های دلم پیر شدم

من به اندازه غم های دلم پیر شدم
از تظاهر به جوان بودن خود سیر شدم
دیدگاه ها (۵)

من اون اشغالی ام که هیجا آشنا نداشت که سند نزاشتن توی پاسگاه...

هرچقدر شنا گر ماهری باشی یه شب تو فکر یه نفر غرق میشی...

فقط مرگ می تونه مارو از هم جداکنه به روایت تصویر.💔

کی میدونه اسم این میوه های مریخ زمین چیه...

دگر درمان دردش دیر شد دلچه زود از سیر عالم سیر شد دلدل پیران...

دگر درمان دردش دیر شد دلچه زود از سِیْر عالم سیر شد دل..دلِ ...

من که چیزی نمیگم خودتون قضاوت کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط