من به اندازه غم های دلم پیر شدم

من به اندازه غم های دلم پیر شدم
از تظاهر به جوان بودن خود سیر شدم
دیدگاه ها (۰)

من اون اشغالی ام که هیجا آشنا نداشت که سند نزاشتن توی پاسگاه...

هرچقدر شنا گر ماهری باشی یه شب تو فکر یه نفر غرق میشی...

فقط مرگ می تونه مارو از هم جداکنه به روایت تصویر.💔

کی میدونه اسم این میوه های مریخ زمین چیه...

کار سن نیست که این گونهزمین گیر شدم من به اندازهغم های دلم پ...

مادر من هیچ وقت پیر نشد🥺🖤قبل از این که ازدیدنش سیر بشیمبی سر...

در غریبی و فراق و غم دل پیر شدم ساغر می ز کف تازه جوانی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط